تولد،تولد ...

1-داریم یواش یواش به سالگرد پیروزی انقلاب نزدیک می شیم.روزی که در اون ....

ول کنید بابا! اینا همه اش بحث های تکراریه. اگر نگم بهتره. اما 22 بهمن هر سال برای من یه طعم و مزه ی دیگه ای داره.

نمی دونم بگم خوشبختانه یا متاسفانه روز تولد من هم دقیقا مصادف شده با روز پیروزی انقلاب ... ایران. روزی که سرمای زمستون با گرمای به قول معروف بر و بچه های انقلاب حسابی گرم و چه بسا که سوخته!! و کاری نداریم به افکار و کارهای تعصبی که از طرف بسیاری از انقلابیون انجام شده.

شاید دورانی که بچه تر بودم ( آخه الان هنوزم بچه ام !! ) به خاطر تبلیغات تلویزیون و رادیو و مدرسه  شادی های من توی روز تولدم جنبه های دیگه ای هم می گرفت  اما  شادی من توی این چند ساله اخیر  از 22 بهمن تنها و تنها به خاطر تولد خودمه و بس.

2- امروز هم بعد از یه مدت طولانی غیبت در خبرگزاری و تعویق بازی های لیگ دوباره باید برم ورزشگاه آزادی. اما این بازی هم با بازی های دیگه ای که قبلا  من رفتم تفاوت داره. یعنی امروز هم باید بازی پرسپولیس رو برم ورزشگاه و از این بابت چقدر می تونم خوشحال باشم.بر عکس بازی های استقلال که علیرغم جذابیت های فیروز کریمی اصلا خوش نمی گذره.


  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ٢۱ بهمن ۱۳۸٦
تگ ها :

بالاخره تموم شد

بعد از به اتمام رسیدن امتحانام دوباره این فرصت رو پیدا کردم که پس از یه مدت طولانی دوباره بنویسم.در حالی که نتایج امتحانا تا اینجای کار اصلا مطلوب نیست اما ما که داریم یواش یواش به آخرای خط نزدیک می شیم.پس زیاد نباید این نتایج مهم باشه.

 این ترم هم حدود ۱۹ واحد برداشتم که باید برای رسیدن به خان هفتم این ۱۹ واحد هم پاس بشه ( هر دانشجوی دوره ی لیسانس هشت خان داره!!) اونوقت هی می گن رستم هفت خان رو پشت سر گذاشت.دیگه نمی دونن ما دانشجوها چی می کشیم !!(این رو برای بچه های اتاق خصوصا جعفر نوشتم)

اما نکته ای که این ترم برام از اهمیت زیادی برخورداره باز شدن یک باب جدید توی دانشگاه و اون قبول شدن داداشم توی دانشکده ی خودمونه. این قبولی هر چند که شاید برای بعضی افراد عادی به نظر برسه اما می تونه هم برای من و هم برای داداشم  یه فصل جدیدی رو از روابط  و کار و مسافرت و درس و ... باز بکنه.

از طرفی این داداشمه که باید از تمامی امکانات و اطلاعات حی و حاضر و آماده استفاده کنه و به اون مسیری که من براش تعیین کردم برسه.

  

نویسنده : مرتضی ; ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱٩ بهمن ۱۳۸٦
تگ ها :