تحقیق پشت تحقیق

بابا یکی نیست به داد من برسه توی این دانشکده ی زپرتی(نمی دونم با کودوم ز نوشته میشه!)

من این ترم دوازده واحد یعنی شش تا درس دارم و عین همین شش تا درس،کنفرانس و تحقیق. توی چهار سال تحصیل توی این دانشکده داشتن این همه تحقیق بی سابقه بوده توی یه ترم!

بدترین تحقیق مربوط میشه به درس "تاریخ روزنامه نگاری" دکتر اسدی که اتفاقا به تازگی از فرانسه برگشتن.موضوع تحقیقم تاریخچه ی مطبوعات ترکیه است که حتی منبع این تحقیق رو توی سفارت ترکیه هم پیدا نکردم!!دیگه ببینید عجب بدبختی دارم من دیگه...

از سایر بدبختی های من بشنوید:

- کارم توی ایسنا درست نشد

- کارم توی روزنامه وطن درست نشد

- کارم توی روزنامه اعتماد درست نشد

- کارم توی روزنامه خورشید درست نشد

- کارم توی همشهری عصر درست نشد

- قرار بود کارم توی چندجای دیگه هم درست بشه که هنوز معلق مونده.

دیگه انگیزه ای برای خوندن فوق ندارم و بی خیال کارشناسی ارشد هم شدم!!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۳٠ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :

خوابگاه بی امکانات

دسترسی نداشتن به اینترنت و کامپیوتر توی خوابگاه و دانشگاه مهمترین دلیل عدم به روز رسانی وبلاگم بود.توی این مدت دلم خیلی برای بلاگ و دوستام تنگ شده بود و از اینکه دوستان بهم اظهار لطف داشتن ممنونم.

نمی دونم تا حالا زندگی مرفه توی خوابگاه!!نصیبتون شده و از کمبود امکاناتش ناله کردین یا نه  اما برای دانشگاه علامه که عنوان بزرگترین دانشگاه علوم انسانی خاورمیانه رو یدک میکشه باید متاسف بود.

واقعا جای تعجب و تاسف و مهمتر از همه نگرانی داره که چرا مسئولین از در اختیار قرار دادن کمترین امکانات تفریحی و علمی برای  بچه های خوابگاه و دانشگاه  کوتاهی  می کنن و  هر سال داره این موضوع بدتر میشه.ما که سال آخر  زندگی توی خوابگاه سروستان رو تجربه می کنیم هیچ دلخوشی جز دور هم نشستن و چرت و پرت گفتن نداریم.باور کنید توی اینطور مواقع هیچ انگیزه ای برای کار و درس نیست.

شاید توی خوابگاهی که کمترین خلاف خیلی از بچه هاش کشیدن سیگار و قلیون و سیگاری و علف و خوردن انواع و اقسام قرصهای اعتیاد آور مثل ترامادوله و نوشیدن انواع عرقیجات و مشروبات الکلی به یه رسم تبدیل شده،دور هم نشستن و چرت و پرت گفتن گناه زیادی نباشه. تازه کشیدن تریاک رو هم اضافه کنید به کارهای بالا (که به قول یکی از بچه ها بیش از بیست نفر تریاکی توی خوابگاهه) تا بفهمید چی داره به سر دانشجوهای دانشگاه علامه و دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات میاد.این وضعیت خوابگاه سروستان یا  به قول خودشون شهید ورامینی!توی این چند سال اخیر است.

توی دانشکده هم که دیگه اوضاع بدتره. خیلی ها انتقاد می کنن که چرا بچه ها می شینن توی حیاط و دختر بازی و پسر بازی می کنن.اما واقعا این تقصیر بچه ها نیست.

وقتی توی دانشکده علوم ارتباطات و اجتماعی علامه که 2 هزار نفر جمعیت داره تنها هفت کامپیوتر وجود داره و هیچ امکانات ورزشی برای بچه ها تدارک دیده نشده و از اکران فیلم و موسیقی و کنسرت و اردو و برنامه های سرگرم کننده خبری نیست به خدا باید به بچه ها حق داد.

تازه وقتی رئیس  دانشکده جناب آقای دکتر "سام... "خودشون دخترای دانشگاه رو به بهونه های مختلف به اتاقشون می کشن و باهاشون با ناز و عشوه حرف می زنن و خودشون رو به دخترا نزدیک می کنن و حتی اونا رو لمس می کنن دیگه چه انتظاری از دانشجوهای بدبخت وجود داره.(این قسمت آخر رو حداقل از زبون 10 تا از دخترای دانشکده شنیدم.)

پس الکی به دانشجو گیر ندید لطفا!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٤ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :

خوابگاه و دانشکده

 گویا تابستون امسال ذوق هنری مسئول خوابگاه یه کم گل کرده بود.اولین چیزی که با ورود به خوابگاه به چشم میاد ،رنگ آمیزی دیوارای حیاط و شعارایی که روی اون نوشته شده. رنگ قهوه ای روشن با شعارای مختلف که با رنگ سفید خودنمایی می کنه آدم رو یاد دبستان و شعارای هفته می اندازه!!

دومین تغییر اساسی خوابگاه رو میشه مربوط دونست به رنگ کردن کمدهایی که اکثر اونا با ماژیکای مشکی پوشیده شده بودن از اشعار زبان محلی به ویژه زبان کردی.

یه خبر بد هم برای دانشجوهایی که شب و نصفه شب قاچاقی و از بالا و پایین حفاظها می پردین توی خوابگاه: مسئولین خوابگاه برای کنترل بیشتر دانشجو ها و جلوگیری از ورود دانشجوهای اضافه،یه ردیف دیگه نرده و حفاظ روی نرده های قبلی اضافه کردن تا عملا و نظرا و شرعا  کسی نتونه یواشکی بیاد توی خوابگاه!!

دانشکده کمترین تغییر رو توی این سه سال داشته:

رنگ آمیزی نصفه و نیمه ی در و دیوار دستشویی و تغییر دکوراسیون کتابخونه که این هم در نوع خودش جالبه.حتی توی تقسیم کتابخونه هم سر ما پسرای بدبخت!!رو کلاه گذاشتن.کمترین جا در دورترین نقطه!

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ٦ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :