صدمین پست

_ بالاخره رسیدم.بالاخره بعد از بیست و یک ماه رسیدم.هرچند که یه کم دیر اما با همه ی سختی ها و دشواری بعد از بیست و یکماه حضور مستمر توی پرشین بلاگ تونستم تعداد پستهای بلاگم رو به صد برسونم!

 _ توی این مدت بوده ماههایی که شاید کمتر از سه تا پست گذاشتم و همینطور بوده ماههایی که بیشتر از هشت تا پست روی بلاگ رفته اما اون چیزی که برام اهمیت بیشتری داره تداوم این روند تا رسیدن به عدد صده و از اون مهمتر دوستای خیلی خوب که در مواقع ضروری تنهام نذاشتن.

_نمی خوام شیرینی این مهم رو با یادآوری نتایج انتخابات انتصابی تلخ کنم.چه اینکه به قول دوستان تمام بر و بچه های ریشو و پشمالو!! رو طی تشریفات خاصی به انجمن اسلامی (که از همین امروز می شه اون رو بسیج دوم نام گذاری کرد ) وارد کردن!

_ همشهری ورزشی از هفته دیگه به جای چهار صفحه میشه هشت صفحه و برای همین منظور هم از من به عنوان یه خبرنگار حق التحریر دعوت کردن.وقتی رفتم توی دفتر همشهری ورزشی با برخورد گرم و صمیمانه ی آقای "منصوریان" و "شوقی" روبه رو شدم که انگیزه ام رو برای تداوم همکاری خیلی زیاد کرد.هر چند که برای شروع کار  باید یه گزارش درباره نتایج المپیک و کمیته ی مربوطه ارائه بدم.امیدوارم بتونم...

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ٢٩ آبان ۱۳۸٧
تگ ها :

انتخابات انجمن اسلامی دانشگاه!!

هنوز از برگزاری آخرین انتخابات انجمن اسلامی دانشکده علوم ارتباطات و اجتماعی علامه ١۵ ماه نمی گذره که این انتخابات مجددا در سطح دانشگاه برگزار میشه.

اعضای انجمن اسلامی دانشکده علوم ارتباطات و اجتماعی پس از یکسال و اندی ماه تعطیلی و پلم بودن در انجمن قراره دوباره توی انتخابات روز  سه شنبه یعنی دو روز دیگه انتخاب بشن.

دانشجوهای ورودی ٨۵ به پایین هنوز به یاد میارن آخرین روزای خرداد دو سال پیش رو که دانشجوها برای برگزاری انتخابات انجمن اسلامی که از سوی رئیس دانشگاه غیر قانونی بود هر کاری کردن.برای رای دادن به جای در از پنجره رفتن تو،جلوی نیروهای حراست ایستادن،ضربه خوردن،در دفتر حراست رو شکستن،رئیس حراست (فتحی) رو به باد کتک گرفتن و ...هنوز صدای شکستن شیشه های انجمن تو گوش بچه هاس.هنوز صدای داد و فریاد و شعار و تحصن تو ذهن بچه ها مرور میشه.

تمام این سختی ها برای این بود که دانشجوها می خواستن اعضای خودشون رو به صورت مستقل انتخاب بکنن،زیر بار حرف زور نرن و با استقلال کامل به خط مشی خودشون ادامه بدن.یه انتخاب کاملا آزاد و با کاندیدایی که ادامه دهنده راه افراد پیش از خودشون بودن.

هر چند که بعد از اون ماجرا در انجمن رو تخته کردن و کل حرکتهای سیاسی توی یکی از دانشکده های سیاسی ایران رو به زوال گذاشت و دیگه کمتر کسی سراغ سیاست رو گرفت اما واضحه که اون تعطیلی می ارزید به این انتخاباتی که قراره دو روزه دیگه برگزار بشه.

انتخاباتی که هیچ کدوم از اعضای اون شایستگی که چه عرض کنم!!اصلا مال این حرفا نیستن.اصلا وقتی اسم کاندیدا رو می شنوین به خدا شاخ در میارین.یه چیزی می گم یه چیزی می شنوین!!یا از سر تفنن اومدن کاندید شدن یا اینکه از طرف رئیس دانشگاه مامور این کار شدن و حمایت می شن یا ننه باباهاشون بسیجی سپاهی هستن و گفتن دیگه وقتش شده مثل ننه و بابامون بشیم!!!

ارزش تعطیلی اون انجمن که به خاطر اعتقاد بچه ها تخته شد خیلی بیشتر که چه عرض کنم یه دنیا بیشتر از این بود که توی این شرایط بخوان انتخابات برگزار کنن.

حالت تهوع آوری داره این انتخابات...

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٦ آبان ۱۳۸٧
تگ ها :

کارشناسی ارشد

سرعت پایین اینترنت و شلوغ بودن سایت سازمان سنجش حداقل این مزیت رو داشت که بتونم یه سری هم به بلاگم بزنم.دلم تنگ شده بود برای "دل پاک من" که دیگه از اون هیچ اثری نمونده...

برای کارشناسی ارشد ثبت نام کردم.یعنی همین الان دارم انجام می دم اما چه فایده؟وقتی بعد از خوندن چند تا از کتابای مهم و کلیدی ارشد،دیگه انگیزه ای واسه خوندن نداری این ثبت نام فقط می تونه حکم کسب تجربه رو داشته باشه!!نه اصلا حداقل می تونی پز بدی که ما هم کارشناسی ارشد ثبت نام کردیم...!!

کمتر از چهار سال از ثبت نام کارشناسی و کنکور می گذره اما اون حس کجا و این کجا...

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱٩ آبان ۱۳۸٧
تگ ها :

تازگی ها نمی دونم چرا؟

تازگی ها خیلی اتفاقا افتاده.

تازگی ها خیلی چیزا تغییر کرده.

تازگی ها منم تغییر کردم.

تازگی ها اونقدر تغییر کردم که خیلی ها فهمیدن.

تازگی ها نمی دونم چه مرگم شده.

تازگی ها نمی دونم چرا بد اخلاق شدم.

تازگی ها نمی دونم چرا بی حوصله شدم.

تازگی ها  نمی دونم چرا خیلی استرس دارم.

تازگی ها نمی دونم چرا درس نمی خونم.

تازگی ها نمی دونم چرا نیم ساعت از یه کلاس ٩٠ دقیقه ای رو ول می چرخم.

تازگی ها نمی دونم چرا کاری رو درست انجام نمی دم.

تازگی ها نمی دونم چرا پسر بدی شدم.

تازگی ها نمی دونم چرا بدشانسی میارم .

تازگی ها نمی دونم چرا بدترین بدشانسی ها رو میارم.

تازگی ها نمی دونم چرا حرفای دیگران رو نمی فهمم.

تازگی ها نمی دونم چرا حواسم به خیلی ها نیست.

تازگی ها  نمی دونم چرا خیلی سوء تفاهم برام پیش میاد.

تازگی ها نمی دونم چرا اینقدر تنبل شدم.

تازگی ها نمی دونم چرا ...

شما می دونید تازگی ها چرا...؟!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱٥ آبان ۱۳۸٧
تگ ها :

اولین تحقیق

خدا رو شکر اولین تحقیق این ترمم با عنوان "تاریخچه مطبوعات ترکیه" مربوط به درس تاریخ روزنامه نگاری تموم شد.منبع این تحقیق رو به سختی و از کتابخونه "دفتر مطالعات رسانه" گیر آوردم که در اولین فرصت روی وبلاگ می ذارم.

قابل توجه اونایی که می خوان کتابخونه ملی ثبت نام کنن باید به عرض برسونم که شرایط ثبت نام از اواخر مهر امسال تغییر کرده و از ثبت نام افرادی که مدرک پایین تر از لیسانس دارن جلوگیری میشه.حتما باید با مدرک لیسانس یا بالاتر عضو شد.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز ٥ آبان ۱۳۸٧
تگ ها :