برف

تب دروغ و ریا و گرمای کفر صورت ابرها را سوزانده و برف ها را در آسمان بخار کرده است...  ابرها، کمی به حالمان ببارید!

+ ما که ش ا ه نداریم!! پس چرا زمستونمون بهاره؟

 + این روزها از خبرنگاری پرانرژی تبدیل شده ام به یک تلفنچی ساده... آهای اون تلفن با شما کار داره!

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢۸ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

عمه ماه سلطان

پدرم عمه ای داشت ماه سلطان نام. از جنس آن عمه های تنها و رنج کشیده و پیر و فرتوت. شاید بالای ٩۵ سال اما، پیری و چین و چروک صورتش مانع پی بردن به زیبایی هایش در جوانی نمی شد... خوش چهره و سفید. او هم روز گذشته به جمع "زندگان واقعی" پیوست.

زیر نوشت:

- نمی دونم چرا درباره عمه ماه سلطان نوشتم. شاید نسبت به او  احساس دین می کردم. تنها مونسش پدرم بود. با دیدن پدرم سفره دلش را باز می کرد و از هر چیزی که شکایت داشت می گفت و می گفت و می گفت و پدر هم گوش می داد و گوش می داد و گوش می داد. چه خوش روزگاری بودی آن روزها...

- هنوز طعم دودی نان های تنوری اش زیر زبانم است و صدای تق تق عصای چوبی اش در گوشم بالا و پایین می رود...

- کاش همکلاسی ها و هم دانشکده ای هایم، همکارم بودند. کار کردن در فضای لمپنی خود نشان از کفران گناهان زیادی است!!

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

تنهایی هایم

سوز سرما نیست که اشک هایم را روانه کرده،

سوزش تازیانه های روزگار است بر روح بیمار من

و تو بی خیال از همه جا

نیستی بدانی

نبودت اینبار بیش از همیشه تنهایی هایم را به رخم میکشد...

برگرفته از وبلاگ متناهی

 

* ای بابا؛ این رادیوی لعنتی که باز روشن شد!

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ٢۱ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

رادیو

یکی اون رادیوی لعنتی میز روبرو رو خفه کنه... آهای با شمام. آره با شما همکار گرامی! پیچ اون رادیوی لعنتی رو بپیچون.

* رو نوشت به کلیه همکاران میز روبرو!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢٠ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

عضو خبرگان رهبری، عضو هیات رئیسه فدراسیون تیراندازی شد

آیت‌الله "محمدصادق حائری شیرازی"، عضو خبرگان رهبری عضویت در هیات رئیسه فدراسیون تیر اندازی را پذیرفت!
دلیل این امر از زبان رئیس فدراسیون تیراندازی:

 در دین مبین اسلام به ورزش تیراندازی توصیه و تاکید بسیار شده و حضور یکی از اعضای خبرگان رهبری در هیات رئیسه این فدراسیون نشان از اهمیت این ورزش دارد!

 

پ.ن :

* هر گونه اظهار نظر منفی در این رابطه به هیچ عنوان رویت نخواهد شد!! خودسانسوری را رعایت فرمایید!

 پ.ن دوپینگی:

* عزم راسخ فدراسیون وزنه برداری برای مبارزه با دوپینگ!! این جمله توانایی تبدیل شدن به جوک سال ورزش ایران را دارد.

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱٩ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

وقتی

می پرسند چرا؟ جوابش ساده نیست اما:

وقتی ورزش عین سیاست شد

و

سیاست عین کشتن

 

وقتی ستاره ها از فوتبال کنار رفتند

و

حقیقت جو ها از زندگی کنار گذاشته شدند

 

وقتی بوی دوپینگ آمد

و

 گاز اشک آور گریه همه را درآورد

 

وقتی مهاجمان توپ ها را گل نکردند

و

 "مهاجمان" بدن ها را گلباران کردند

 

وقتی توپ ها به تیر خورد

و

تیر ها به بدن نشست

 

آن زمان بود که صدای سکوت ورزشگاه ها را کر کرد

و

فریاد مادران، خیابان ها را...

 

* این "به همه چیز شبیه الا شعر" از خودم بود!

* بر خلاف نظر بسیاری از مردم، موضوع قهر تماشاگران از فوتبال یک پدیده غیر عادی است. جای بسی کار دارد و نوشتن مقالات بی شمار...

* اگر روز عاشورا و در کربلا لشکر عمر سعد پاترول داشت چه اتفاقی رخ می داد؟!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱٢ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

9 دی، شهرستانی ترین روز تهران

امروز لهجه تهران شهرستانی تر خواهد بود با طعم کیک و ساندیس...

  (نهم دی ماه ١٣٨٨ خورشیدی؛ تزاحرات خودجوش مردم در دفاع از نهضت عاشورا!!)

پ.ن نوشت اول و آخر:

- هوای تهران در ساعتی که یکی از شهرستانی ترین روزهای خود را خواهد دید بسیار آلوده است. نه به این دلیل که اتوبوس های زیادی از اصفهان،‌کاشان، قم، ورامین، رشت و مازندران به پایتخت آمده اند. شاید به این خاطر که باد از "حرکت" ترسیده است! شاید هم دل هوا گرفته است...

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ٩ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

ایرانی بودن

چه حالی می دهد ایرانی بودن در این روزها، ایرانی جنگیدن، ایرانی خروشیدن، ایرانی کتک خوردن، ایرانی زخمی شدن، ایرانی خون ریختن، ایرانی کشته شدن و ساختن ایرانی بر روی ویرانی! 

داشتن صفت ایرانی واقعی این روزها سعادت می خواهد...

پ.ن شماره یک:

- می گویند قمه زدن به خود در روز عاشورا حرام است؛ حکم قمه زدن به دیگران در این روز چیست؟! به راستی حکم قتل دیگران در این ماه و روز حرام چیست؟

پ.ن شماره دو:

- می گویند اعراب جاهل هم در ماه محرم حمله به قبیله های دیگر و خون و خونریزی را کنار می گذاشتند...

* یادمه درست روز بعد از انتخابات بود که آرزو کردم چوپانی شوم، بی خبر از دنیا و همچون لاک پشتی سر در لاک باشم. چه بد آرزویی بود!!

* ... و تاریخ چه زود تکرار می شود در این سوی دنیا. انگار ایرانی ها با ژن انقلاب متولد می شوند!

# آخه یکی نیست به این علی دایی احمق و جاه طلب بگه با قبول سرمربیگری پرسپولیس برای دومین بار با پای خودت، خودتو نابود می کنی؟

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ٧ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

محرم 88

این روزها عطر گلاب و دود اسفند حرف اول را بعد از سرمای هوا در محرم می زند، صدای نوحه و زنجیر از گوشه و کنار شنیده می شود و تو در شهرستانی کوچک به دور از هر گونه دغدغه، مردمی را می بینی که هنوز گرفتن یک غذای اضافی به اصطلاح نذری بزرگترین نگرانی شان است!

بعد از ظهر تاسوعای ١۴٣١ مصادف با پنجم دی ماه ١٣٨٨

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ٥ دی ۱۳۸۸
تگ ها :

نیا باران

نیا باران

زمین جای قشنگی نیست

من از جنس زمینم و خوب می دانم

که گل در عقد زنبور است

اما یک طرف سودای بلبل، یک طرف بال و پر پروانه را هم دوست می دارد

نیا باران پشیمان می شوی از آمدن

زمین جای قشنگی نیست

در ناودان ها گیر خواهی کرد

من از جنس زمینم خوب می دانم

که اینجا جمعه بازار است

و مردم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه می دادند

در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند

در این جا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند

نیا باران زمین جای قشنگی نیست

نیا باران

نیا بارن

 

* شرمنده نگاه های دست فروشان می شوم. کاش هیچ وقت نگاهم به نگاهشان نیفتد.

* خدا چقدر این روزها ملموس است. همه خدا را زمزمه می کنند.

* آخه الان وقت قطع شدن آب لوله کشی اینجا بود؟!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ٢ دی ۱۳۸۸
تگ ها :