هفت سین 1388 را کامل کنید!

ستم، سیاه نمایی، سبعیت، سهراب، ...

+ از چهارشنبه سوری امسال تنها چند تصویر کوچک و "کلوزآپ" در ذهنم به یادگار ماند و همچنین بوی گند زباله هایی که محکوم به ترک زباله دان ها بودند...

* بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر/ سبز شود شاخ و سرخ گل بدرآید

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

به جهنم من خوشامدی!

تمام جهنم در یک کلمه خلاصه می شود: تنهایی! (هوگو)

+ دلم سیگار می خواهد. با همون احساس نوستالوژیک ١٠ سالگی. ظهرهای پاییز و سگ لرزه زدن،‌ انتهای حیاط بزرگ خانه، لابه لای چوب های داربست! مخلوطی از "بهمن" و "کنت" و "وینستون"...  باورت می شود؟ ١٣ سال است سیگار نکشیده ام!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ٢٢ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

شعار هفته

ریاکار باش تا کامروا باشی!

+ به نوشت - لرزه هایی نیاز دارم تا گسل های مغزم را تکان دهد. روزمرگی آزارم می دهد...

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

من سیبم را چیده ام...

بهشت زیر پای مادران نیست، بهشت واقعی در رحم مادران است (وقتی آنجا بودیم) و این ما هستیم که حوا گونه، با چیدن سیبی به زندان دنیا تبعید می شویم ... و گریه های بی امان بعد از تولدمان نیز گواهی است بر پشیمانی ما!

حوا فقط نماد است. حوا یعنی من، تو و هر آنکس که بهانه ای داد دست خدا، برای سقوط و آزمایش! ما در آزمایش اول رد شدیم...

- کپی رایت نیست!

+ روحم سرکش شده است و خواب هایم آشفته... چه بلایی سرم آمده؟

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

ماه کذایی

* زغال بی خیالی، "اسفند"م را دود می کند ... دود که نه، تباه می کند و من برای اتمام ١٢ ماه اسفندی خود لحظه شماری می کنم!

* نبودن اعتماد در این جامعه چه دستاوردی برای شما داشت که نبود "اعتماد" ؟! 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۱ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

به دنبالش نگردید

ظلم هم می تواند عدل باشد؛ اگر این ظلم یکسان باشد؛ بهتر است بگوییم عدل می تواند ظلم مساوی هم باشد!

* برای مهیار:

اتانازی حک شد اما، ذهن و فکر مهیار حک شدنی نیست. منتظر چندمین بلاگت هستیم!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

انیمیشن ماری و مکس

انیمیشن ماری و مکس را می توان از  جنبه های مختلف مورد بررسی قرار داد. از یادگیری زبان انگلیسی روان در آن گرفته تا پی بردن به دنیای یک دختر تنهای هشت ساله، نیازهای سرکوب شده یک مرد ۴۴ ساله، نکات فلسفی، باورهای دینی، زیر سئوال بردن عرف و...

داستان با صحنه های دراماتیک یک روستا شروع می شود. همه چیز در این روستا بوی تنهایی و غم می دهد و حتی عروسک ها و مجسمه های موجود در خانه های مردم نیز به شکل معنا داری غمگین هستند.

ماری، دختربچه هفت ساله استرالیایی که ساکن یکی از روستاهای حومه ملبورن است. او تنهاست. پدرش در کارخانه تولید چای کار می کند و به جز چند بار، او را نمی بیند.مادرش یک معتاد به الکل اسپانیایی و سیگار است و اثری از کمترین توجه به ماری در او نیست.

روی پیشانی ماری لکه ای وجود دارد که همین موضوع باعث تحقیر او می شود. ماری از شدت تنهایی و سئوالهای بی جوابش فکر نامه نگاری با فردی در نیویورک را در سر می پروراند و به همین خاطر خطاب به مکس (مرد  شدیدا چاق و ۴۴ ساله نیویورکی) می نویسد. این نامه نگاری ها تا 26 سالگی ماری ادامه می یابد.

مکس مردی تنها، چاق، به شدت منزوی است که دنیا را آنطور که باید نمی بیند. به گفته خود مکس (در نامه هایش به ماری) مشکل او این است که بیش از حد منطقی و واقعیت گراست، مردم او را درک نمی کنند، از عشق نفرت دارد و تنها واژه غیر قابل هضم برای او عشق است.

این مشکل تا بدانجا پیش می رود که وقتی ماری از مکس درباره عشق سئوال می پرسد، مکس از شدت اضطراب این موضوع به مدت هشت ماه به تیمارستان منتقل می شود. مکس درباره این مشکل می گوید کاش عشق هم همانند سئوالهای دیگر فرمول داشت...

* تماشای این انیمیشن برای تمام شما دوستان خردسال، نوجوان، جوان، میانسال و پیر توصیه می شود!

* نکات ظریفی در این داستان وجود دارد. با دقت ببینید.

* این فیلم برگرفته از داستانی واقعی است...

 

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ٩ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها : ادامه مطلب

از فواید اسلام ناب محمدی

اوباما کمتر از 48 ساعت اعتراف می کند!

رئیس سازمان بسیج مستضعفین ضمن اشاره به اعترافات زودهنگام عبدلمالک ریگی گفت: دشمنان ما ادعا می کنند که جمهوری اسلامی برای ضبط این اعترافات از تزریق مواد گیج کننده استفاده کرده است اما 48 ساعت آن قدر مدت کوتاهی است که هیچ دارو و آمپولی نمی تواند اینگونه تاثیر بگذارد.

وی این اعترافات را اثر اسلام ناب محمدی دانست و تاکید کرد: این اسلام ناب چنان است که جدی ترین دشمنان ما را در هم می شکند. این شرور که هیچ، حتی خود اوباما که ریگی به همکاری با او اعتراف کرده است نیز اگر به ایران بیاید تحت تاثیر قدرت این اسلام به خطاهای خود اعتراف می کند...!!

* منبع: خبرگزاری مهر

* با عذرخواهی از دوستان، هیچ نظری در این پست نمایش داده نمی شود!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ٩ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

کامیابان!

صفت ناکام باید از اعلامیه ها حذف شود؛ جوانان دیگر بوی ناکامی نمی دهند! چه کسی فکر می کرد "جوان ناکام" هم روزی به پارادوکس تبدیل شود؟!

+ شوخی کردم! توی اعلامیه من حتما ناکام ذکر بشه!!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۸ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

وقتی دعوای مشایی و شریعتمداری بالا می گیرد

مشایی: شریعتمداری دروغ شاخ دار گفته است!
"حسین شریعتمداری مدیرمسوول روزنامه کیهان دروغ شاخ‌دار گفته و باید پاسخ بدهد و ادعای خود را ثابت کند".
اسفندیار رحیم مشایی تازه ترین مطلب خود را در پاسخ به سوال خبرنگار ایرنا در خصوص شکایتش از روزنامه کیهان و ادعاهای این روزنامه علیه وی ، مطرح کرد.
مشایی گفت: "من نباید پاسخ دهم آنها باید پاسخ دهند زیرا من شاکی هستم. مگر آقای شریعتمداری شاکی است که بنده پاسخگو باشم"!
ایرنا بخوانید!
  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ٥ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

ری گی

 گویا رب النوع تروریست ها به دام افتاده است   و

 شاید جهان از مرگ هیتلر این همه خوشحال نشد که ما از دستگیری ریگی   و

 معاون اول رئیس جمهور هم دستگیری ریگی را تبریک گفت!   و

ریگی همچنان در صدر اخبار داخلی قرار دارد...

همین!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ٤ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

جوک تلویزیونی سال 1388

ضرغامی: صدا و سیما بر ماهواره پیروز است/ صدا و سیما حامی آزادی بیان است و دوست دارد این زیبایی را بیان کند!

- آخرین خبر: به دلیل شدت پارازیت های ارسالی ایران، شبکه "بی بی سی" در انگلیس هم مختل شد!!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

از کدام طرف؟

کاش هزار راه های زندگی ما را نیز چراغی بود، راهنمایی...!

+ موعظه گری دینی ممنوع!

 - عزمم را برای دیدن فیلم "به رنگ ارغوان" جزم کرده ام. هل من ناصر ینصرنی؟!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز ٢ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :

خواستم خدا باشم اما...

... وقتی گفت خدا تنهاست و تنهایی دشوار و سر و کله زدن با مشتی آدم از آن دشوارتر، از آرزوم اظهار ندامت کردم!

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :