ماه رمضان شروع می شود

ماه رمضان از فردا شروع می شود و این شاید اولین و مهمترین اتفاق در کشور ما به حساب بیاید که موضوع بسیاری از بلاگها و رسانه های داخلی قرار گرفته و می گیرد.ضمن اینکه فکر و جسم و روح هر ایرانی را درگیر خود می کند.

جدای از تمام احادیث و ثوابهای فراوان این ماه که به کرات شنیده و خوانده ایم، و مزایای بهداشتی ماه رمضان که هر ساله در آستانه شروعش آویزه گوش می کنیم و ارزش شبهای قدرش،  به نظر می رسد جنبه دیگر این ماه در تابستان  ١٣٨٨ بیش از پیش به چشم می آید.نه گرمای هوا که باز هم تورم و گرانی است که مردم را (بخصوص قشر متوسط را) دچار نگرانی کرده است که چطور سفره خود را در این ماه پر نگاه دارند.

 هر کیلو گوشت ١۵ هزار تومان، گوشت چرخ کرده ١١ هزار تومان، دو کیلو مرغ ۶ هزار تومان، هر عدد نان باگت ۵٠٠ تومان و ... حقوق یک کارمند معمولی اجاره نشین حدود ٣٠٠ هزار تومان و مردم همچنان زیر فشار گرانی و تورم اقلامی که مصرف آنها جزء اساسی ترین مواد مورد نیاز بدن است.

حق با مردم است...

پ.ن:

- بیشتر از افطاری های خونه، دلم واسه افطاری های مدرسه تنگ شده.مخصوصا افطاری دوران راهنمایی.

- به نظر شما در پایان ماه رمضان امسال، جون سالم به در می بریم؟!

- جای ما که توی جهنمه ولی خدایا نماز و روزه های اونا رو چطور قبول می کنی؟وقتی اونا نماز می خونن و افطار می کنن چه حسی بهت دست می ده خدا؟

- نمی دونم خوشحال باشم یا ناراحت از اینکه به احتمال زیاد دیگه صدای استاد آواز ایران رو توی این ماه نمی شنویم.یک ماه رمضان بود و صدای نوستالوژیک استاد شجریان.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۳٠ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها :

بدون عنوان

این روزها در تهران نه گرد و غبار ناشی از آلودگی دودی هوا، که گرد خاک مرده استشمام می کنیم.زنده ایم و به خرج ١٠٠ هزار تومانی ماهانه و حقوق ١٩٠ هزار تومانی معوقه شاکر.

سوژه که نه، انگیزه ای برای نوشتن نیست.البته برخی از دوستان به شدت دچار "انگیزاسیون معنا" شده و این فضای مجازی را مورد لطف و عنایت خود قرار می دهند!!

- شما را به خدا قسم برداشت سیاسی از این چند خط ممنوع!

- امید دارم.امید و امید و امید. همین...

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها :

تلخ ترین شب امیر قلعه نویی

واعظ آشتیانی برنده جنگ لفظی با قلعه نویی

نبود تماشاگر برگ برنده تیم استقلال بود

تیم فوتبال سپاهان اصفهان اولین بازی خود را در لیگ نهم مقابل استقلال شکست خورد و از این بابت اگر بگوییم دیشب یکی از تلخ ترین شبهای زندگی امیر قلعه نویی بود اغراق نکرده ایم.

هفته اول لیگ برتر فوتبال ایران با انجام تمام دیدارها به اتمام رسید.هر چند اکثر این بازی ها از اهمیت خاصی برخوردار بود اما بدون شک دیدار سپاهان و استقلال تهران به واسطه حضور امیر قلعه نویی روی نیمکت تیم سپاهان  و درگیری های لفظی شدید میان او و مدیرعامل باشگاه استقلال از اهمیت خاصی برای دو طرف برخوردار بود که در نهایت با برد واعظی آشتیانی مدیرعامل استقلال همراه بود.

امیر قلعه نویی و صمد مرفاوی در نیمه اول بازی بسیار کم از روی نیمکت بلند شدند و راهنمایی بازیکنان تیمشان را به مربیان واگذار کردند تا با این کار به طرف مقابل ثابت کنند این دیدار برای آنها اهمیتی ندارد اما این دو در نیمه دوم طاقت نیاورده و با نثار داد و فریاد برای بازیکنان و تیم داوری تب بازی را افزایش دادند.

سکوهای خالی از تماشاگر ورزشگاه آزادی را در این دیدار باید برگه برنده استقلال دانست.هر چند که مسئولان این تیم بارها و بارها با تکذیب این موضوع یادآور شده اند که این دیدار بدون تماشاگر معنا ندارد و نبود تماشاگر نکته منفی این بازی بود،‌ با این حال هر فوتبالدوستی می داند که بزرگترین برگه برنده استقلال در این دیدار نبود تماشاگرانش بود تا با خیالی آسوده و به دور از استرس، برنامه های خود را پیاده کنند.

تماشاگرانی که حضورشان در ورزشگاه می توانست به تشویق شدید امیر قلعه نویی و بالابردن روحیه بازیکنان سپاهان منجر شود و همانند یار دوازدهم تیم اصفهانی عمل کند.پس اگر بازهم تماشاگران استقلال در بازی های بعد محروم شدند، جای شک و شبهه ای در برنامه ریزی شدن این عمل نیست.

امیر قلعه نویی بعد از اتمام بازی با لبخند وارد سالن کنفرانس خبری شد و با رفتاری مناسب با خبرنگاران برخورد کرد.در حالی که هم او و هم تمام خبرنگاران از ضربه روحی که به واسطه این شکست به قلعه نویی وارد شده است باخبر بودند.او در میان این لبخندها بازهم به تیم داوری و اشتباه آن مبنی بر نگرفتن یک پنالتی تشر زد.کاری که در پایان هیچ مسابقه ای از آن دریغ نمی کند.چه خندان و چه غمگین.

در این میان البته انتقادهای ضمنی سید مهدی رحمتی از وحید طالب لو از همه شنیدنی تر است.ملی پوش سپاهان که از دریافت گل در اولین دیدار لیگ نهم ناراضی است تاکید می کند: نمی دانم این دیگر چه مدلی است که در ایران باب شده است.هر دروازه بانی برای خود چیزی در دروازه می گذارد تا گل نخورد.اینها دیگر شورش را در آورده اند.

اشاره رحمتی به بسته ای است که وحید طالب لو قبل از شروع بازی ها درون دروازه خود می گذارد که گویا داخل آن بسته قرآن و دعاست.البته این موضوع بدون شک تا هفته ها برای رحمتی حاشیه در پی خواهد داشت.

پ.ن:

- واقعا اگر صدای تماشاگران در ورزشگاه نبود، با داد و بیداد کادر فنی و بازیکان در طول بازی و مشخص شدن بسیاری از قضایا، تیم ها در حاشیه غوطه ور بودند.

- تصور کنید ماه رمضان بازی ها ساعت ٢١:٣٠ شروع میشه.اتمام ساعت ٢٣:٣٠.این یعنی چی؟!

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱٧ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها :

سالروز صدور فرمان مشروطیت

تجدد ایرانی با مشروطه شروع نشد بلکه با مشروطه ادامه پیدا کرد.این عنوان مقاله دکتر جمشید بهنام است که به حقیقت تجدد در ایران در زمان انقلاب مشروطه پرداخته است.

102 سال است که از صدور فرمان مشروطیت می گذرد.انقلابی که یکی از بزرگترین حرکت های مردمی طول تاریخ ایران است که با حضور تجدد طلبان و روشنفکرانی از جمله سید جمال الدین اسد آبادی، طالبوف تبریزی، فروغی، نائینی، میرزا ملکم خان و ملک المتکلمین به وقوع پیوست.

جای اعتراف دارد که اطلاعات من و بسیاری از مردم همانند من، از این انقلاب بزرگ که باعث کوتاه کردن دست استبداد طلبان شد بسیار سطحی و ناقص است.جدای از کوتاهی من در پیگیری و خواندن کتابهای تاریخی و مقاله های گوناگون، انتخاب گزینشی و مطالب ناقص کتابهای تاریخ دوران دبیرستان و راهنمایی و کم اهمیت جلوه دادن این امر در این کتابها مزید بر علت شد تا بعد از گذشت ١۶ سال تحصیل ( با احتساب دوران دبستان!) هنوز درک چندانی از این واقعه مهم و اثر گذار نداشته باشم.امید است این نقص را هر چه سریعتر برطرف کنم...!

پ.ن:

- امروز ١۴ مرداد ١٣٨٨.حال همه خوب است آیا؟

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱٤ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها :

افزایش چشمگیر دانشجویان ایرانی در کانادا

۶١٨ متقاضی کارشناسی ارشد و دکترا

خوشحالی دانشگاه های کانادا از مهاجرت ایرانی های با هوش

ایرانتو: امسال وقتی دانشگاه آلبرتا در ادمونتون، آمار متقاضیان تحصیل در مقاطع بالای کارشناسی مورد بررسی قرار داد، به نکته جالبی برخورد که تاکنون سابقه نداشته است.
معمولا بزرگترین گروه های دانشجویی دانشگاه آلبرتا از کشورهایی نظیر چین و پس از آن آمریکا و فرانسه بوده است. اما امسال ایران با 618 متقاضی مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا ، با 60 درصد افزایش تقاضا روبرو بوده است.
"بریتا بارون"، معاون امور دانشجویان خارجی دانشگاه آلبرتا، این پدیده را ناشی از تغییر ناگهانی وضعیت سیاسی داخلی ایران ارزیابی می کند که باعث تمایل شدید جوانان برای خروج از کشور گردیده است.
وی می افزاید، دانشچویان ایرانی بسیار مستعد و دارای سطح علمی بالایی هستند و مشکل زبان آنها نیز چندان مسئله تعیین کننده ای نیست.
بنا برآمار دولت کانادا در سال 2006 ایرانی های مشغول تحصیل در دانشگاه های کانادا رتبه ششم را از نظر تعداد دانشجو داشته اند و انتظار این است که با بالا رفتن این آمار در سال های 2008 و 2009 این آمار بالاتر هم برود.
در دانشگاه " مک گیل " مونترآل ، دانشجویان ایرانی در رتبه 14 از نظر تعداد بوده اند که این آمار در سال 2008 با 149 دانشجوی ایرانی به هشتمین کشور ارتقا یافته است .
"لیزا ماتیاس" مدیر پذیرش مک گیل یکی دیگر از علت های هجوم بی سابقه ایرانیان به دانشگاه های کانادایی را سختگیریهای ایالات متحده نسبت به صدور ویزا برای انان دانسته است.
در بیشتر دانشگاه های کانادا ، پذیرش دانشجویان ایرانی از فاصله سال های 2005 به بعد رشد قابل توجهی داشته است و نشان می دهد که در 4 سال گذشته پدیده فرار مغزها از کشور نه تنها کاهش نیافته بلکه به شدت هم افزایش داشته است .
دکتر علیداد امیرفضلی، استاد ایرانی دانشگاه آلبرتا، این استقبال بی نظیر را برای هر دو دانشگاه آن ایالت خوشحال کننده خوانده که مدتهاست به دنبال تأمین محققان بیشتر هستند.
همچنین بر اساس آمار دانشگاه های کانادا ، بیشتر دانشجویان ایرانی جذب شده در کانادا، فارغ التحصیلان دو دانشگاه شریف و تهران هستند و اغلب آنها در رشته های مهندسی پذیرفته می شوند.
کسری نیکویش، دانشجوی 26 ساله رشته شیمی دانشگاه آلبرتا نیز معتقد است، بسیاری از تحصیلکردگان مهندسی ایرانی ، به این علت آلبرتا را انتخاب می کنند که پس از دانش آموختگی در صنایع نفتی آن ایالت مشغول بکار شوند.

پ.ن:

- این پست رو به این دلیل گذاشتم که اگر مشکلاتم کمتر بود شاید خودم یکی از این دانشجوها بودم!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱٢ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها :

استرس

این روزها همه چیز بوی استرس و اضطراب می دهد.گویی استرس چون بختکی بر جانمان افتاده و در روحمان رسوخ کرده و تپش قلب و جریان خونمان  را ٢ ضرب در ٢ کرده است!

خیابان و مترو و اتوبوس و شلوغی و بوق اتومبیل ها و رنگ قرمز چراغ راهنمایی و پیاده روی و آلودگی هوا و مسائل سیاسی و انتخابات و مسابقه فوتبال و مصاحبه و نوشتن گزارش ورزشی و تیتر روزنامه ها و زنگ موبایل به کنار، که حتی خوابیدن و حرف زدن با تلفن همراه هم استرس زاست.

این روزها حتی صدای کولر آبی کوچولوی خانه هم بیشتر از آنکه خنک کند، استرس می دهد...

پ.ن:

خوشحالم که در این هیاهوی اضطراب، از شر تلویزیون خلاصی یافته ام.تلویزیون نداریم و شاید از این نظر بتوانم اظهار خوشبختی کنم.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها :

تقدیر؟!

 

 

راستی را

مختوم
 

من به تقدیر و به پیشانی و این‌گونه اباطیل
 
 
  ندارم باور.
 

 

اگر از من شنوایی داری
 
 
  می‌گویم
 
هر کسی قطره‌ی خُردی‌ست در این رود ِ عظیم
که به تنهایی بی‌معنی و بی‌خاصیت است،
 

و فشار ِ آب است
 
 
  آن ناچاری
 

که جهت‌بخش  ِ حقیقی‌ست.
 

ابلهان
 
 
  بگذار
 
 
  اسمش را
 
 
 

تقدیر کنند...                                                   شاملو

پ.ن:

- به تقدیر اعتقاد دارید؟خیلی سخته تصور تقدیر!ساده و در عین حال پیچیده ترین واژه زندگی.درست عین خوشبختی.

- الان قادرم تمام دانشی رو که توی این 23 سال جمع کردم به سادگی زیر سئوال ببرم.تک تک دانسته هامو...
 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ٧ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها :

سکوت آدمی

سکوت آب می تواند خشکی باشد و عطش

سکوت گندم می تواند گرسنگی باشد و غریو پیروزمندانه قحطی

.

.

.

اما سکوت آدمی فقدان جهان و خداست

غریو را تصور کن...

شاملو

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ٥ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها :