توجه توجه!

هنوز دلم برای خودم تنگ می شه.اینو می شه از سر زدن های دیوانه وارم به این کلبه خاکیه رنگ پریده فهمید.خوشحالم که هنوز خودمو فراموش نکردم.

- و خوشحالم که دوستان هم هنوز هوای ما را دارند!!

- چقدر قیافه ها این روزا برام آشنا هستن.انگار همه رو یه جایی دیدم!

- توفیق اجباری حاصل شد تا دو روز در نمایشگاه مطبوعات حاضر شویم.فردا بعد از ظهر و یکشنبه آینده در غرفه ایرنا هستم.خوشحال می شم ببینمتون اونجا.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢۸ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

حسش نیست

حسش نیست بگم خسته ام از بس محدود شدم، حسش نیست از آرزوهام بگم، حسش نیست بگم لرزش دیروز زلزله نبوده، حسش نیست بگم حالم به هم خورده از بس اسم انگلیس و آمریکا رو برای حوادث ایران شنیدم.حسش نیست بگم  دارم دیوونه می شم از بس حقیقت رو به لجن کشیدن.

 حسش نیست بگم آمریکا هم به جمع صادر کنندگان برنج به ایران اضافه شد، حسش نیست بگم کارخانه چای گلستان در آتش سوخت، حسش نیست بگم پارازیت ها چه اثر وحشتناکی توی هفته های اخیر روی مردم گذاشته، حسش نیست!

- به خدا حسش نیست.کمبود خواب دارم.سر درد و سرگیجه.سردمه.کسی می دونه راه خروج از کدوم طرفه؟

٢۴ ساعت بعد:

- برای مصاحبه با ارنی برندتس‌، سرمربی هلندی راه آهن امروز به این باشگاه می ریم.سئوالی ندارید احیانا از این مربی؟

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

حلال کنید ما را؛ تهران لرزید

تهران لرزید.تنها خبری که حدود ساعت ١۴:٣٠ نقل صحبت های مردم شده خبر زلزله تهران است.الان دقایقی از لرزش گذشته است و همه در شوک ناشی از لرزش.زلزله ای چهار ریشتری با مرکزیت شرق و جنوب تهران.

شدت این لرزش در جنوب شرق  زیاد بوده و حتی باعث به زمین خوردن مردم شده است.هنوز خبر دقیقی در دست نیست.

- آنقدر این ساختمان خبرگزاری لرزش داشته است که دیگر تشخیص لرزش زلزله هم ممکن نیست.

- امیدورام این پیش لرزه نبوده باشد.

- به نظرم زلزله نیست.لرزشی است که خبر از برخی وقایع می دهد.

- از تمامی دوستان پیشاپیش حلالیت می طلبم!!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

جوانان این مملکت و پیران آن مرز و بوم!

جوانان غیور و سلحشور ایران! خواهشا با دیدن عکسهای زیر افسرده نشوید!!افراد زیر نه ماسک به صورت دارند و نه جادوگرند.اینها فقط پیرمردان و زنان برخی از کشورهایی هستند که از جوانان این مرز و بوم سالم تر و سر حال ترند.

 

بازی های جهانی مسترز که در واقع المپیکی برای ورزشکاران مسن و پیشکسوت محسوب می شود با حضور بیش از 28 هزار شرکت کننده از 95 کشور برگزار می شود.

در این رویداد در رده های سنی مختلف برگزار می شود و ورزشکارانی از 24 تا 101 سال در آن شرکت دارند.

بازی های سیدنی که عمدتا در ورزشگاه هایی که میزبان المپیک 2000 سیدنی بود برگزار می شود، هفتمین دوره برگزاری این مسابقات است و از ورزشکاران حاضر در آن که در گذشته موفق به کسب مدال طلای المپیک شده اند می توان به میخائیل ایوانوف و سرگئی کوتنکو ستارگان تیم واترپولوی اتحاد جماهیر شوروی در المپیک 1980، و کنت میچل، پاروزن آمریکایی در المپیک 1964 اشاره کرد.

 پ.ن:

- از آنجا که در این کشور اتفاقات عجیب و غریب زیاد رخ می دهد، بعد از تعطیلی نمایشگاه پلیس به خاطر انجام حرکات نمایشی پلیس های زن و مرد و انتشار عکسهای این صحنه ها، ناجا ضمن تکذیب تعطیلی این نمایشگاه امروز تاکید کرد:  زن و مرد‌هایی که در آن مراسم حرکات نمایشی مشترک انجام ‌داده بودند ، به یکدیگر محرم بوده و از اعضای بسیج نیز بودند!!

- شاید نباشم یه چند روز.برای تجدید روحیه دل را به جاده می سپاریم.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ٢۱ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

بیستم مهر و دیگر هیچ!

و باز هم بیستم مهری دیگر.مهری که هیچ اثری از مهر در او نیست که اگر بود تو را با بی مهری از ما دریغ نمی کرد.مهر بی وفاترین ماه زندگی  است که بین ما و با وفاترین یار و رفیق زندگی دیواری از سیمان و سنگ کشید.

بیستم مهر 88، نهمین سالی است که تو را در عین ناباوری از دست داده ایم و هنوز هم به امید دیدن تو،‌حتی در خواب،  روزهایمان را به سر می رسانیم.

پ.ن:

- حسرت صدا کردنت با نام کوچک و یا با عنوان پر محبت پدر بر دلم مانده است.حتی بعد از رفتنت بابا.یادت گرامی!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ٢٠ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

روز کودک مبارک

از روز جهانی کودک تنها کارتونهای تلویزیونی اش را دوست داشتم.با شوق و ذوق تمام پای تلویزیون میخکوب می شدیم و کلی مشعوف، وقتی که مجری برنامه این روز رو به ما تبریک می گفت!! هنوز هم دلم کارتون می خواهد!

بعد التحریر:

_ روز جهانی کودک بر همه ما، کودکان بزرگ نما مبارک!

_ آدم احمق ترین موجود روی زمین است.این را تمام حیوانات و جانوران می دانند جز خود آدم!

- فردا سری به دانشکده خواهم زد و چقدر خوشحال از این بابت...

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۸ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه!

تفکراتم درست با پایین رفتن خورشید روز چهارشنبه غرق در خانه می شود.پنجشنبه و جمعه بهانه ای است برای قطع ارتباط با این دنیای واقعی تر از واقعیت (که به ناحق عنوان مجازی را یدک می کشد) و نشخوار خاطرات گذشته و برنامه های آینده...

در این مملکت حال معنایی ندارد!بازنده ای اگر در حال باشی!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

آسمان خطرناک تهران!

آسمان تهران را همه به تیره و تار بودن می شناسند و به آرزوی دست نیافتنی و محال دیدن ستاره ها برای چند شب متوالی.رنگ آسمان و ستاره های تهران مدتهاست که از یاد مردم این شهر رفته است و دیگر کسی انگیزه ای برای نگاه به آن بالا ندارد. 

اما دریغ که آسمان تهران جدای از تیرگی، یکی از خطرناکترین آسمان های ایران است.این را چند ماه پیش و زمانی که سر کلاس دکتر مختاریان (فتوژورنالیست) بودیم، از زبانش شنیدم.استاد مختاریان به اشعه های بیش از حد ماورا بنفش و پارازیت های فراوان و غیر استاندارد اشاره کرد و گفت که تهران همانند یک مایکرویو است و مردم به مانند گوشتهایی داخل این مایکرویو در حال پخت و پز.

استاد مختاریان همچنین مضرات این اشعه های غیر استاندارد را گوشزد کرد ...

مقدمه و موخره بالا رو نوشتم تا بگم این روزا به صورت غیر طبیعی ضربان قلبها بالا رفته و سردردهای بی جهت، تنها و تنها چراغ قرصهای کدئین را برای مردم روشن کرده است.دمای بدنها بی جهت بالا می رود و ... و همه اینها در حالی است که این روزها خبر از استفاده مسئولان از نوعی پارازیت خطرناک شنیده می شود.

امروز مخابرات ایران دست داشتن در فرستادن پارازیت ها را رد کرد و آنرا به نهادهای دیگر نسبت داد.

پ.ن:

- شدت پارازیت های فرستاده شده به حدی است که گاهی دامن شبکه های داخلی را می گیرد!

- این خبر رو بخونید حتما!

- یک خبرنگار دیگر ورزشی به ایتالیا پناهنده شد.داره کم کم خوشم میاد از شغل خبرنگاری!!

- کم کم از خیابونای تقریبا جنوب شهر هم خوشم میاد.بوی تعفن و فاضلاب میده کوچه هاش ولی هنوز میشه توی این کوچه ها قدم زد و کمی درد دل کرد!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱٤ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

انقلاب؟

به تاکسی گفتم،  انقلاب؟

ترمز کرد

سوار شدم

و سلام در صدای رادیو سرد شد:

 چه هوای داغی

 ارز با قرض برابری نمی کند

 و بنزین متری هزار

توطئه بر توسعه مقدم است

و دانشمندان فرمول خوشحالی زمین را خواب دیده اند

...

 

و همه اینها در حالی است که ما

پشت یک چراغ کاملا قرمز

عرق خستگی به هم می پاشیم.

 

این بود خلاصه ی بهترین خبرها

 

و راننده گفت : انقلاب

هومن ربیعی

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

ششمین مساوی پی در پی دربی

تماشاگران در فضای نظامی ورزشگاه فریاد زدند:

تساوی سیاسی، نمی خوایم نمی خوایم

دیدار استقلال و پرسپولیس باز هم به تساوی رسید تا باز هم این هواداران میلیونی دو تیم پرطرفدار ایران باشند که بازنده اصلی لقب بگیرند.میلیون ها هواداری که تنها حدود 90 هزار نفر از آنها در ورزشگاه حاضر بودند و سایرین از پای تلویزیون به تماشای این دیدار پرداختند.

بعد از آنکه تیم فوتبال پرسپولیس گل اول دیدار را به ثمر رساند و بلافاصله بعد از آن استقلال با یک بازی هجومی آنرا جبران کرد، تمام هواداران متفق القول بودند که این بازی برنده و بازنده خواهد داشت اما،‌ در کمال ناباوری همگان باز هم این مسابقه به تساوی رسید تا در پایان دیدار هواداران خشمگین فریادهای تبانی، تبانی و تساوی سیاسی نمی خوایم نمی خوایم را با تمام وجود سر داده و از بازیکنان تا مربیان و مسئولان تیم را به  تساوی متهم کنند.اتهامی که البته با توجه به روند بازی و امکان رد و بدل شدن گلهای بیشتر به واقعیت نزدیکتر است تا اتهام.

این در حالی است که فضای ورزشگاه آزادی به شدت نظامی بود.اولین نکته ای که بعد از حضور در محوطه ورزشگاه چشمان همه را به خود جلب می کرد،‌خیل عظیم نیروهای امنیتی (یگان ویژه، بسیج، نیروی انتظامی و پلیس ضد شورش) بود که همگی برای جلوگیری از سر دادن شعارهای سیاسی و البته امنیت این دیدار دست همکاری به سوی هم دراز کرده بودند.

بعد از پایان بازی از نحوه حرکات و رفتارهای برخی از بازیکنان و مسئولان می توان پی به تساوی از پیش تعیین شده این دیدار برد.جایی که شیث رضایی در پاسخ به تبانی می گوید نمی دانم فکر نمی کنم! و یا صمد مرفاوی در پاسخ به این سئوال که اگر تبانی نبود، چرا بعد از گل تساوی آن فشاری را که در عرض 5 دقیقه روی دروازه پرسپولیس ایجاد کردید را تکرار نکردید، جواب قانع کننده ای نمی دهد و به گفتن اینکه دستم برای تعویض ها بسته بود قناعت می کند. یا خوشحالی خسرو دانشجو و علی انصاری اعضای هیات مدیره باشگاه استقلال که به شدت از این تساوی راضی به نظر می آمدند و با خنده و شادی جواب خبرنگاران را می دادند.آنها  به سان آدمهایی بودند که به خوبی به هدف خود رسیده باشند.

روزی تاریخ قضاوت خواهد کرد!

پ.ن:

- جذابتر از خود بازی، دیدار کوتوله های آبی و قرمز بود که با نتیجه 4 بر صفر به سود قرمزها پایان یافت.پرسپولیسی ها به دنبال تکرار شش گل در این دیدار بودند که البته به این هدف خود نرسیدند!

-جالب بود.تلویزیون هم این بازی را با 3 ثانیه تاخیر پخش می کرد.

- یه نکته جالب توجه دیگه رنگ لباس میثاق معمارزاده، دروازه بان پرسپولیس بود که با رنگ بنفش‌(ترکیب آبی و قرمز) به زمین آمده بود.

- سیل موتورسواران نظامی بود که بعد از پایان بازی از پشت درختها و ساختمانهای کمی دورتر زمین شماره یک بیرون می آمد!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

ترکی دیدار دربی را سوت می زند

محسن ترکی داور ایرانی، دیدار تیم های پرسپولیس و استقلال را سوت می زند.

در حالی که اسامی داوران دربی، هر سال حداکثر دو روز قبل از شروع بازی مشخص می شد، امسال به دلایل امنیتی، اسم داور ایرانی ٣٠ ساعت قبل از بازی مشخص شد و این موضوع نشان از اختلافات مسئولان در انتخاب این داور است.

پیش از این قضاوت مسعود مرادی برای دیدار دربی قظعی شده بود و این  داور ایرانی حتی ویزای سفر روز شنبه خود را به چین برای قضاوت کنسل کرده بود.اما به یکباره مجددا نام محسن ترکی برای قضاوت بازی اعلام شد.

قرار بود محسن ترکی نیز روز شنبه برای قضاوت به کشور چین برود و بیرون رفتن نام وی از گزینه های قضاوت دربی کاملا مشخص بود.محسن ترکی سال گذشته نیز دیدار برگشت استقلال و پرسپولیس را سوت زده بود.

- خب تابلو ه  دیگه.نیازی به توضیح من ندارین ایشالا...!!

- کریم باقری غایب اصلی  دیدار دربی است.کار پرسپولیس تمام است.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ٩ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

پرسپولیس - استقلال

دیدار پرسپولیس و استقلال، دربی، شهرآورد، داربی و ... هر چه که می خواهید اسمش را بگذارید.دیگر تماشای این مسابقه هم جذابیتی ندارد؛ حتی در ورزشگاه آزادی و در کنار ١٠٠ هزار تماشاگر و فریادهای "گوش دردآور" آنها!

به قول جعفر کاشانی، این پیشکسوت بزرگ پرسپولیس و تیم ملی فوتبال ایران، این همه هزینه و هیجان و داد و فریاد و بزرگنمایی بازی استقلال و پرسپولیس چه سودی دارد و چه مقدار خروجی؟

کاشانی جواب تمام سئوالهایش را یکی یکی و با حوصله توضیح داد که قسمت قابل انتشار آن در سرویس ورزشی خبرگزاری انعکاس یافت.

پ.ن:

- برای دومین بار دربی رو از ورزشگاه آزادی تماشا می کنم هر چند که هیچ امیدی به این پرسپولیس نیست.این بازی بازنده دارد.

- پرسپولیس چه ببازد و چه پیروز شود، علی کریمی تشویق می شود. کریمی همان ملی پوش ایران در بازی برابر کره است.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۸ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

در روزهایی که

در روزهایی که نیویورک کانون توجهات جهان و بحران ها و تحریم های سیاسی همچنان ادامه داد، در روزهایی که سایت دوم انرژی هسته ای در ایران جنجال ساز شده است و نگرانی هاو شادی های زیادی در اقصی نقاط جهان بوجود آورده، در روزهایی که سپاه سهام مخابرات را می خرد و این عرصه را نیز به خود اختصاصی می دهد...

در روزهایی که ١٣١ هزار ایرانی به بیماری هاری دچارند و رایگان مداوا می شوند، در روزهایی که حداقل هزینه یک جوان در تهران برای ازدواج ٣٠ میلیون تومان است، در روزهایی که شپش در بین دانش آموزان تهران رواج می یابد، در روزهایی که ژاپنی ها دوستان خود را اجاره می کنند، در روزهایی که مانورهای نظامی با دشمن های فرضی چندین کشته بر جای می گذارد  و ...

در روزهایی  کرانچار یک ساعته برکنار و در عرض دو ساعت دوباره سرمربی پرسپولیس می شود، در روزهایی که حضور سعید لو در ورزش ولوله ای در این فضا به راه انداخته است، در روزهایی که بازگشت پروین به پرسپولیس  مثل روز روشن است، در روزهایی که قطبی خودش را هم رهبر، هم کارگر و هم سرباز تیم ملی می داند، در روزهایی که داور نخبه ایرانی به مالزی می رود، در روزهایی که اخبار داربی و بلیط فروشی داغ است، در روزهایی که علی حنطه به یکباره سرمربی ابومسلم می شود و ...

درست در همین روزهاست که با نشستن پشت پنجره کوچک اتاق که از پشت آن فقط می توانی به دیواره های بتنی زل بزنی،  راه های پشت سر گذاشتن مرزها را مرور می کنی! 

پ.ن:

- از مذهب و اعتقادات مذهبی تنها آبسرد کن هایش را دوست دارم که ظهر های تابستان کنار خیابان می گذارند!! دوستم می گه اینو!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ٥ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

کودکی

به بازی هفت سنگ دعوتم کن

به زبان مادر نصیحتم کن

به تمام کودکی هایم بخند

برو و درب ها را برویم ببند

حرف هایت را گوش خواهم کرد

دیگر گریه هم نخواهم کرد

فقط به کودکی ام ببر مرا

پ.ن:

- از بس خودمان را به آن راه زدیم / راهمان آن شد که خودمان را به آن زدیم

- بگذارید من هم اعتراف کنم: تمام مطالب این پست از بلاگ زیبای شازده خانوم برگرفته شده است. همش که نباید چرت و پرتای ما رو بخونید!


  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ٤ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :

بوی ماه مهر

 

مهر نوشت:

- نوستالوژیک ترین فصل سال، پادشاه فصل ها، باران،برگ زرد، کتابها و دفترهای نو، کیف، مدرسه، معلم، دفتر، مدیر،  کلاس، تخته سیاه، گچ، صندلی های چوبی، استرس، مدادتراش، مداد سیاه، مشق، و ... یعنی پاییز!

 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر با آن پوستین سرد نمناک

باغ بی برگی

روز و شب تنهاست


با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران سرودش باد

جامه اش شولای عریانی است

ور جز اینش جامه ای باید

بافته بس شعله ی زر تار پودش باد

گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد


باغبان و رهگذاری نیست

باغ نو میدان

چشم در راه بهاری نیست


گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد

ور به رویش برگ لبخندی نمی روید

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟


داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید


باغ بی برگی

خنده اش خونی است اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن


پادشاه فصل ها پاییز

 (م.امید)

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۳ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :