برای تولد جاودانگی‌ت

پاییز، بوی کاج‌هایِ قد کشیده می‌داد. بویِ شیونِ درختِ گردویِ پیر. از گلدسته‌های چشمه صدای اذان می‌آمد که وضوی مرگ گرفتی...

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ مهر ۱۳٩٢
تگ ها :

 

حالا که پُزِ "پاییز دوستی" پوست سایت‌ها و فیس بوک را سیاه می‌کند؛ حالا که این ذائقه زرد دوست، پاییز را روی تخت "پادشاهی" می‌نشاند و گرمادوستانِ مُتَعرّق را به چهار میخ تبختر می‌کشد یاد روزهایی می‌افتم که پاییز بوی نفت می‌داد و اتاق‌ها در تسخیر چراغ‌های نفتی بود... آن روزها که دود "والور" امان چشم‌ها را می‌بُرید و کابوس خالی شدن بُشکه‌ها خودش را به خواب‌های کودکی می‌رساند... حالا هنوز هم نمی‌شود باور کرد پاییز، پاییز است.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱ مهر ۱۳٩٢
تگ ها :