حس قریب

گاهی وقتام مثل این می‌مونه که همزمان، توی یه دنیای دیگه پشت یه پنجره یا مانیتور خیلی بزرگ واستادی و داری کارهای خودتو توی این دنیا تماشا می‌کنی؛ هی حرص می‌خوری از انجام کاری که نتیجه بدش رو می‌دونی ولی بازم اصرار داری که ادامه بدی. هی می‌خندی از غم و غصه‌ای که وجودتو گرفته و می‌دونی که بازیچه‌ای موقت بیش نیست. هم ناراحت می‌شی از دست و پا زدن توی غرور کاذبی که واسه خودت ساختی ... هم خوشحالی که به آخر نزدیک می‌شی..

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳٩٤
تگ ها :