آقای ...!

متاسفانه قطعی اینترنت دانشکده به قیمت عدم سر زدن به بلاگ و دوستان و ... تموم میشه.شما پذیرا باشید از من این عذر رو!!

اما توی این چند روز چند تا اتفاق برام رخ داد.مهمترینش دوباره مربوط میشه به کارم.دوباره برای کار توی خبرگزاری اقدام کردم اما انگار آقای "ک" پاش رو کرده توی یه گیوه و سر حرف خودش مونده.

می خوام از همین جا به آقای ک بگم که درسته که خبرگزاری خونه ی خاله نیست که آدم هر وقت دلش خواست برای کار بره اونجا و هر وقت دلش خواست بیاد بیرون، اما منم می خوام بگم که آقای ک !خبرگزاری ارث خانوادگیتون نیست که هر کسی رو خواستین راه بدین و هر کسی رو که نخواستین راه ندین!!

در حالی که سر دبیر احتیاج به نیرو داره اما آقای ک روی یه کم لج و لجبازی و یه کم عقده ای بازی و روی یه کم سو تفاهم و روی یه کم نداشتن درک مانع حضورم توی بهترین جایی که تا حالا کار خبری کردم میشه.

 آقای "ک" شما همون کسی هستین که ادعای برادری  و دلسوزی و مهربونی می کردی!همین شما بودی که بهم می گفتی اگر مشکلی،کاری،باری داری حتما بهم بگو.می تونی روی من مثل یه برادر حساب کنی.

معلومه که همه اش یه سری ادعای الکی بود.وگرنه می شستین یه نیم ساعت نه،یه پنج دقیقه به مشکلم گوش می دادی.همون مشکلی که باعث شد از ایسنا بیام بیرون.همون مشکلی که باعث شد  بهترین کارم رو از دست بدم.همون مشکلی که باعث شد سه روز توی هفته باید برم شهرستان و شما فکر کنی برای اینکه توی یه رسانه ی دیگه پیشنهاد عالی کار دارم و از روی غرور ایسنا رو ترک کردم.

شاید خیلی دیر به این نوشته من برسی و اون رو دیر بخونی اما:

داری اشتباه می کنی داداش می فهمی،داری اشتباه می کنی!!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸٧
تگ ها :