خونه و خونه تکونی

درسته که وقتی از ماشین به کنار جاده منتهی به نطنز نگاه می کنی، گلهای زرد در قسمتهای جدا جدا بیرون اومده اما، هوا هنوز سرد و ابری و کوههایی که پر از برفه تا کمر زیر ابر هستن.

هوای اینجا نفس کشیدن داره.یعنی باید تمام کپسول های هوا رو همین جا پر کنی و دوباره برگردی تهران.هوا کاملا پاک.اینجا از بس اکسیژنش زیاده که آدم سرفه اش می گیره.

از درختای اینجا فقط تک و توک درختای بادوم شکوفه زدن.درختچه گل محمدی و گل قرمز هم تازه دارن برگ می زنن.به جز اینا دیگه هیچ درختی برگی نزده.با اینکه هنوز اوایل اسفند هستیم اما بوی بهار همه جا رو فرا گرفته.

- الان بیل زدن و کندن باغچه  رو ترجیح می دم به پاک کردن در و پنجره و دیوار!!

- می گفت بالای صد میلیون تومان خرج ساخت حوزه علمیه بانوان نطنز کردن!! اینو وقتی که از کاشان می اومدیم نطنز توی تاکسی بهم گفت.می گفت بالای هفتاد نفر زن یا خانوم!!دارن توی حوزه علمیه نطنز درس می خونن.

- اگر یه تروریست بودم اولین جایی رو که توی نطنز نابود می کردم حتما این حوزه علمیه بود حتما!!

- سرعت اینترنت اینجا خیلی پایینه.پس اگر به دوستان سر نمی زنم ببخشن ما رو...

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ٦ اسفند ۱۳۸٧
تگ ها :