آقای گل جهان،آخرین قربانی سیاست های علی آبادی

لابی خدا هم جواب نداد!!

درست بعد از پیروزی پرسپولیس با هدایت افشین قطبی مقابل مقاومت بود که این سرمربی دور خوشحالی اش را در ورزشگاه شیراز طی کرد.اون خوشحال بود که تونسته بود با چند هفته مربیگری و چند نتیجه مطلوب به تیم ملی برسه.

شاید خوشحالی قطبی از این بابت بیشتر بود که از دست یک باند بزرگ در تیم پرسپولیس رهایی یافته بود.باندی که انواع و اقسام بلاها را بر سر وی آورده بود تا وی را در کسب نتایج تیم ناکام بذاره.

به هر حال خوشحالی قطبی دوامی نداشت.هر چند که اون داشت از یه باند بزرگ در پرسپولیس خلاص می شد اما، در دام باند بزرگتری افتاد که علی دایی بعد از انتخابش به عنوان سرمربی تیم ملی اون رو لابی خدا نامید.

لابی خدا می توانست نامی مشروع و قانونی باشد تا سرپوشی گذاشته شود بر ادامه دخالت های دولت و سیاست در ورزش بخصوص فوتبال.در هر صورت خدا جای حق نشسته.این لابی هیچ وقت جواب نداد.

جدا از چگونگی نحوه انتخاب دایی به عنوان سرمربی تیم ملی (که حتی می توان از آن به عنوان عجیب ترین حادثه فوتبالی سال 1387 نام برد) می توان دایی را آخرین قربانی سیاست های محمد علی آبادی در ورزش ایران دانست.

هر چند که دایی به دلیل رفتار مغرور آمیزش و حتی انگیزه های اقتصادی عاشق نشستن بر روی نیمکت تیم ملی بود اما ساختار فوتبال ایران نیز بعد از ماجراهای تعلیق و انتخابات تشریفاتی فدراسیون فوتبال و عدم تخصص مدیران و رئیسان این فدراسیون به گونه ای بود که یکی دیگر از قهرمانان نامی ایران را به سمت نابودی پیش برد.

در یک جمله می توان گفت علی دایی همانطور که سرمربی تیم ملی ایران شده بود، به همان شیوه نیز یک شبه از این سمت اخراج شود تا به قول یکی از دوستان، همچنان "دخالت دیانت در سیاست" و " دخالت سیاست در همه امور زندگی از جمله فوتبال" قربانی های جدیدی را به لیست خود وارد کند...

پ.ن:

- علی دایی بعد از پایان بازی با عربستان در کنفرانس خبری اعلام کرده بود که "این علی دایی نبود که شکست خورد" و " تیم ایران بسیار با برنامه بازی کرد". همین اعتقادات و صحبت های حال به هم زن بود که از آقای گل جهان یک دراز خشن ساخت و مردم رو از خودش دور کرد.

- بدون شک مربی بعدی تیم ملی هم از نبود یک مهاجم گلزن رنج خواهد برد و شاید همین معضل باز هم از مربیان تیم ملی قربانی بگیرد.

 

 

 - صدا و بوی بارون امروز حسابی آرام بخش بود.بعد از اینکه دیگه آهنگا و ترانه های گوشیم آرومم نمی کنه، صدای شرشر بارون روی شیروونی نورگیر (پاسیو) و چک چک اون از روی شکوفه ها و برگ های ناز کلی حال و هوام رو عوض کرد.

- سر شب بود که هوا مه آلود هم شد.این چند روزه جمع هم جمع بود!! ابر و باد و مه و خورشید و ستاره و ...

- به کدوم سمت داریم کشیده میشیم؟یعنی چی میشه آخرش؟؟

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱٠ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها :