خوابگاه خالی

الان حدود پنج روزی میشه که خوابگاه داره حسابی یه نفسی تازه می کنه.

امتحانای ترم ازبیست و ششم  شروع میشه و بچه ها از همین هفته  فرجه رو شروع کردند.البته اونایی که غیبت نداشتن خیلی زودتر از موعد مقرر رفتند خونه  و به بهونه ی امتحانها این مکان مقدس !! رو ترک  کردند.

بچه های اتاق همه رفتند و این تنهاییه که با تمام وجود بر روح آدم سنگینی می کنه ؛یه ندایی میگه <<بابا تو هم بیکاری؛خب پاشو برو خونه ؛اینجا موندی که چی؟>>

از همه بدتر اینکه توی این دو روزه تعطیلی(۱۴ و ۱۵خرداد) به بچه هایی که موندن غذا نمی دن؛یعنی جدی امام خمینی راضیه که به بهونه ی سالگردش یه سری دانشجوی .... گرسنه بمونن؟!

فقط خدا باید به دادمون برسه چون:

  یا از گرسنگی میمیریم ؛

یا اینکه بعد از دو روز به <<قد قد >>می افتیم !!

البته این هم از برکات جمهوری اسلامی ایرانه دیگه از این بهتر نمیشه.

ولی خب یکی از بچه ها قول غذای این دو روز رو بهمون داده.

ما هم بریم به درسامون برسیم که انشاءا... این درسهای این ترم هم پاس و به سلامتی تموم بشه .

ولی اگر من دیر آپ کردم بدونید که توی یکی از خوابگاه های دانشگاه علامه تلف شدم!!!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها :