ک ش ت ن

صحنه های تیره ی تاریخ را هر بار،دیدگانم درنوردیده ست
با بغضی گران در اشک غلتیده ست


گرچه میخوانم:مسیحا راکسی با میخ،روی دیوار کوبیده است!
گرچه از دژخیم او بی رحم تر هم،دیده ی ناباورم دیده ست


گرچه صدها،صدهزاران آدمی را کوره های شوم انسان سوز،بلعیده ست،
باز،حتی کشتن یک مرغ،با دست بشر،درباورم آسان نگنجیده ست!


کشتن انسان به تیر وتیغ انسانی دگر؟
آه این نه آسان است!

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :