در روزهایی که

در روزهایی که نیویورک کانون توجهات جهان و بحران ها و تحریم های سیاسی همچنان ادامه داد، در روزهایی که سایت دوم انرژی هسته ای در ایران جنجال ساز شده است و نگرانی هاو شادی های زیادی در اقصی نقاط جهان بوجود آورده، در روزهایی که سپاه سهام مخابرات را می خرد و این عرصه را نیز به خود اختصاصی می دهد...

در روزهایی که ١٣١ هزار ایرانی به بیماری هاری دچارند و رایگان مداوا می شوند، در روزهایی که حداقل هزینه یک جوان در تهران برای ازدواج ٣٠ میلیون تومان است، در روزهایی که شپش در بین دانش آموزان تهران رواج می یابد، در روزهایی که ژاپنی ها دوستان خود را اجاره می کنند، در روزهایی که مانورهای نظامی با دشمن های فرضی چندین کشته بر جای می گذارد  و ...

در روزهایی  کرانچار یک ساعته برکنار و در عرض دو ساعت دوباره سرمربی پرسپولیس می شود، در روزهایی که حضور سعید لو در ورزش ولوله ای در این فضا به راه انداخته است، در روزهایی که بازگشت پروین به پرسپولیس  مثل روز روشن است، در روزهایی که قطبی خودش را هم رهبر، هم کارگر و هم سرباز تیم ملی می داند، در روزهایی که داور نخبه ایرانی به مالزی می رود، در روزهایی که اخبار داربی و بلیط فروشی داغ است، در روزهایی که علی حنطه به یکباره سرمربی ابومسلم می شود و ...

درست در همین روزهاست که با نشستن پشت پنجره کوچک اتاق که از پشت آن فقط می توانی به دیواره های بتنی زل بزنی،  راه های پشت سر گذاشتن مرزها را مرور می کنی! 

پ.ن:

- از مذهب و اعتقادات مذهبی تنها آبسرد کن هایش را دوست دارم که ظهر های تابستان کنار خیابان می گذارند!! دوستم می گه اینو!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ٥ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :