انقلاب؟

به تاکسی گفتم،  انقلاب؟

ترمز کرد

سوار شدم

و سلام در صدای رادیو سرد شد:

 چه هوای داغی

 ارز با قرض برابری نمی کند

 و بنزین متری هزار

توطئه بر توسعه مقدم است

و دانشمندان فرمول خوشحالی زمین را خواب دیده اند

...

 

و همه اینها در حالی است که ما

پشت یک چراغ کاملا قرمز

عرق خستگی به هم می پاشیم.

 

این بود خلاصه ی بهترین خبرها

 

و راننده گفت : انقلاب

هومن ربیعی

 

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :