گلایه ای زیر زمینی و خاک خورده!

"آقای احمدی! نمی دونم چرا یه مدته نسبت به اطراف و آدمای دور و برتون بی تفاوت شدید. خیلی دوست داشتم در حضور خودتون گلایه می کردم... "        20/ 12/ 1385

دیشب که توی زیرزمین خونه لا به لای کتابها و جزوه های خاک خورده دانشگاه خاطراتمو نشخوار می کردم، انتهای کتاب "کارنامه اسلام" جمله بالا رو دیدم. ترم چهارم. کلاس درس استاد موحدی و اگر اشتباه نکنم یکشنبه صبح ها. د گلایه کن دیگه لعنتی...!

+ امید است که در سال 89، 8 مان گرو 9 مان نباشد! (کپی پیست از donkey2)

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها :