تغییر بر تمام شعارهای امسال ارجحیت دارد

می دونی چیه؟ توی دنیای واقعی انگار خودمو توی یه تیوپ لاستیکی فشرده کردم. نه به کسی خیلی نزدیک می شم نه خیلی صمیمی. تقریبا رسمی. شایدم خشک و به قول همکاران یبس! محدودمو با سیم خاردار از دیگران جدا کردم. نه از ته دل گریه می کنم و نه با تمام وجود می خندم. با دوستای صمیمیم صمیمی تر شدم و با بقیه در حد سلام و احوالپرسی.

می دونی چیه؟ واسه همینه که به دهکده ی اینترنت پناهنده شدم. یه دنیای دیگه واسه خودم ساختم با خشت هایی از جنس دوست. از جنس تو. از جنس ندیدن. توی این دنیاست که "آنها دوست من هستند مگر آنکه خلافش ثابت شود" شعارم شد و  دوستان کاه گلی پیدا کردم و ...

می دونی چیه؟ می خوام یه کم عوض بشم. من باید قبل از هر چیزی خودمو  از رحم انزوا بیرون بندازم. باید بند ناف تنهایی رو  با تیغ دوستی قطع کنم. باید دنیای واقعیم رو هم با خشت و گل بسازم نه سیمان و سیم خاردار...

 می دونی چیه؟ اصلا نمی دونم چی دارم می نویسم. اصلا بی خیال. زیاد جدی نگیر. خودتو تغییر بده همین!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱٤ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها :