آدمی برای خوشبختی زاده شد

همه چیز خود را برای تدارک شادی آماده می کند. اینک شادی که چه زود هستی می یابد، در دل برگ ها بی پروا به تپش در می آید، نامی به خود می گیرد، تقسیم می شود و در گل ها عطر، در میوه ها طعم و در پرندگان هوشیاری و صدا می گردد.

هر جنبنده ای چیزی نیست مگر انبانی از شادی... همه چیز دوست دارد هست شود، هر چه هستی دارد شادمان است. آنچه تو میوه اش می نامی هنگامی که آبدار و لذیذ می شود و پرنده اش می نامی هنگامی که نغمه می خواند، همان شادی است...

مائده های زمینی؛ آندره ژید

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳۸٩
تگ ها :