تیر تکرار شلیک می شود!

...نظمی که نهاده شده بود و توسط دولتیان و درباریان منتخب شاه پاسداری می شد در نهایت فقط شخص او را می فریفت. چنین بود که او برای پایین بودن بازده کار جامعه و بی تفاوتی مردم دلیل نمی یافت. حال آن که مردم واقعی اکثریت خاموش توده مردم بر اساس سنتی هزار ساله که در مقابله با استبداد مسلح حاکم داشتند مبارزه منفی پیش گرفته ، شاه را با مصائب و مشکلات خود رها کرده بودند.

عموم مردم را نوع تازه ای از صوفیگری و این نیز بگذرد در بر گرفته بود که نه جشن های هر ساله نه حزب رستاخیز نه امواج تبلیغاتی که هر از گاه بر پا می شد نه تغییر و تحولات داخلی حکومت (نه کیک و ساندیس!) و نه حتی حوادث مهم جهانی تکان نمی داد.

آنها از کنار میدانهایی که اصول انقلاب شاه و ملت بر ان نقش بسته بود می گذشتند، در اتاقهایی که عکسهای او در بالایش بود می نشستند، از کنار پوسترهای بزرگ او رد می شدند، تملق های هر روزه رادیو و تلویزیون را درباره شاه می شنیدند و می دیدند، اما در حقیقت نه چیزی می دیدند و نه چیزی می شنیدند.

در حالی که رادیو و تلویزیون در کار تبلیغ پیشرفت های رژیم و رهبری داهیانه شاهنشاه بود و نشریات تحت سانسور نیز جز آگهی های ترحیم و تسلیت، صفحه ای خواندنی نداشت...اما روزنامه در گوشی چندین میلیون تیراژ داشت...

 

از سید ضیا تا بختیار/ مسعود بهنود

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :