نا اميدم!

صبح دو مرغ رها

بی صدا

صحن دو چشمان تو را ترک کرد

شب دو صف از یا کریم

بال به بال نسیم

از لب دیوار دلت پر کشید

آفتاب

خار و خس مزرعه ی چشم تو

آبشار

موج فرو خفته ای از خشم تو

می شود از باغ نگاهت هنوز

یک سبد ازمیوه ی خورشید

چید

- الان حدود دو هفته ای می شه که می خوام وبم رو آپ کنم اما بنا به دلایلی از جمله شلوغ بودن سایت دانشگاه و فیلتر بودن بلاگها توی خبرگزاری و هزارتا دردسر دیگه نتونستم.

ـحدود سه ماهی میشه که خونه نرفتم.دلم خیلی تنگ شده اما این بار هم به دلیل دل مشغولی به کار نتونستم حتی یه روز برم و برگردم.

- آدم بی جنبه به من می گن !! اونقدر سر کار خودم رو خسته می کنم که وقتی شب بر می گردم خوابگاه شام خورده و نخورده می افتم و می خوابم.دیگه به خرس خوش خواب اتاق معروف شدم.

- اصلا لای کتاب ها و جزوه هام رو باز نکردم.لازم به ذکر است که من دانشجویی بودم که تمام جزوه هام رو پاک نویس می کردم اما این ترم هیچ کدوم از  جزوه هام  کامل نیست.

- سرتون رو درد نیارم.اگر استقلال این هفته بازی نداشته باشه یا لااقل جمعه بازی داشته باشه شاید بتونم یه سر برم خونه البته بازم تاکید می کنم شاید!

ـ اسم شاعر این شعری روهم که بالا نوشتم نمی دونم .داشتم از توی راهروی دانشکده رد می شدم که چشمم بهش افتاد.اگر شما می دونید بهم بگید.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ٢٧ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :