علی دايی شوکه بود!

دیروز که لطف!!  دبیر و سر دبیر شامل حالم شد و رفتم بازی سایپا (‌و البته بازی زیبای استقلال رو از دست دادم) کلی حالم گرفته شد که چرا آزادی نرفتم.

اما بازی سایپا هم که توی ورزشگاه انقلاب کرج برگزار می شد خشک و بی روح نبود:

- اول از همه این که خیلی خوشحالم که عوامل حراست این ورزشگاه مثل حراستی های آزادی بد برخورد نبوده و به خبرنگارا احترام زیادی می ذاشتن.

- علی دایی پس از اینکه برای فرار از بحران طی هفته ی گذشته به قم و به زیارت بعضی مراجع رفته بود تا دقایق پایانی بازی یه تسبیح دونه درشت آبی و بلند دستش بود و مدام صلوات می فرستاد.

- پس از پایان بازی و قبل از شروع کنفرانس خبری وقتی علی دایی و دارابینیان ( سر مربی پیکان ) به هم رسیدند علی دایی که حسابی توی شوک بود  این مربی رو توی آغوشش کشید و گفت:ببخشید که ما شما رو بردیم!!فوتبال همینه!

- برای اولین بار بود که وقتی برای پوشش خبری می رفتم یه دونه خودکار هم همراهم نبود.یعنی این اتفاق برای خودم که همیشه ۵ تا خودکار توی کیفم دارم باور کردنی نبود.جالبتر اینکه به هر خبرنگار و یا شخص دیگه ای هم می گفتم از دادن خودکار به من خودداری می کرد تا اینکه خبرنگار خوش برخورد  شبکه ی خبر انوشیروان ... (به خدا فامیلیش یادم نیست) این لطف رو در حقم کرد و به درخواستم با روی خوش جواب مثبت داد.

- بازی که ساعت ۱۶ تموم شد بلافاصله برگشتم خوابگاه.بگید کی رسیدم؟ساعت ۳۰ :۱۸ یعنی دو ساعت و نیم خسته و کوفته رسیدم.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :