سکانس بندی هفته

سکانس های مختلف هفته ای که گذشت:

سکانس اول:

با به تعویق افتادن امتحانا مجبور شدم شنبه رو برم سر کار. طبق معمول به دستور سردبیر و دبیرم که همیشه طلبکارن ؛ رفتم تمرین استقلال. توی مجموعه ورزشی شهید دستگردی اکباتان. البته قبل از اینکه سر تمرین برم خونه ی خواهرم که همون حوالیه یه سر زدم. تمرین اون روز استقلالی ها هم خالی از لطف نبود و فیروز کریمی دوباره جلوی دوربین یه ذره مزه ریخت. هر چند که دیگه یه ذره از اون حال و هوای شوخی در اومده.

سکانس دوم:

روز یکشنبه هم بنا به همون دلیلی که ذکر کردم رفتم ایسنا. اما اینبار به جای تمرین استقلال مجبور شدم برم تمرین پرسپولیس توی ورزشگاه درفشی فر نزدیکای آریا شهر. البته توی زمین تمرین همه چیز پیدا می شد الا بازیکن . چون زمین پر بود از کارگرایی که داشتن زمین رو از برف خالی می کردن. از یک طرف تعداد زیادی دلال که بازیکنای جدیدی رو آورده بودند و از طرفی چهره ی گرفته ی افشین قطبی به دلیل مسائل اخیر در کنار سردی هوا و زمین خوردنم توی خیابون آیت الله کاشانی خیلی دلم رو از کار پر کرد.

سکانس سوم:

روز دوشنبه رو دیگه سر کار نرفتم. به جاش ساعت هشت صبح رفتم دانشگاه و تا بعد از ظهر کتاب سنگین جامعه شناسی در ادبیات خوندم. بعد از اون هم دیگه لای کتاب رو باز نکردم. به نوعی درس زده شدم.

سکانس چهارم:

امروز جای همه خالی. اول صبح رفتیم برف پارو کردیم و بعدش هم رفتیم حلیم خورون. البته حلیمش نسبت به سالهی قبل یه کم شل تر بود. لازم به ذکر است که این آش حلیم هر سال هفتم محرم توسط هیئت مزرعه خطیر به هیئت بازاری ها و پس از کمی عزاداری داده می شه.حسینه ی مزرعه خطیر نسبت به سال گذشته تغییرات و پیشرفتهای بی شماری داشت. از جمله سقف ایوان و گذاشتن یه ال سی دی بزرگ که همزمان پخش مستقیم!! سینه زنی رو برای همه ی عزادارا پخش می کرد.

سکانس پنجم :

برای فردا هیچ برنامه ای جز موندن توی خونه و خوابیدن پای بخاری ندارم. چون سرما و موتور سواری دمار از روزگارم در آورد!!

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢٦ دی ۱۳۸٦
تگ ها :