دلواپسیم و کار به سامان نمی‌رسد *

10 روزی از زلزله گذشته بود. امدادها فقط به برپایی چند توالت صحرایی خلاصه می‌شد و  چادرهایی که زیر گرمای آفتاب بوشهر جهنم کوچکی بود برای زنان و کودکان. آوارها با سرعت Dial up برداشته می‌شد. هژمونی اجازه نمی‌داد (نمی‌دهد) مردم کوچکترین اعتراضی داشته باشند. آنها - که سادگی بزرگترین جرم زندگی‌شان است - هنوز لبخند داشتند و شعارهای حماسی روی دیوارها و پارچه نوشت‌ها به خون رگ‌هاشان گرما می‌داد.

10 روزی از زلزله گذشته بود که پیرمرد جلو آمد و گفت "می‌تونم غم مرگ خواهرزاده هامو تحمل کنم ولی نمی‌تونم ببینم پرسپولیس قهرمان نمی‌شه". 10 روزی از زلزله گذشته بود. هیچ کس دیگر سراغی نمی‌گرفت از مردم بوشهر، شُنبه، کاکی. 10 روزی از زلزله گذشته بود. پلاکارد زده بودند هرگونه عکسبرداری و فیلمبرداری ممنوع!

* تیتر از عبدالجبار کاکایی

اینجا بودیم.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :