بوی عید

 

عید و سال جدید بر ای هر کسی یه طعم و بوی خاصی داره. اما این چند سال اخیر شروع سال جدید هیچ حسی رو منتقل نمی کنه (حداقل برای من).

 سالها و عیدها پشت سر هم  می گذره اما هر سال بدتر از سال بعد.امسال هم در ادامه ی روند بوجود اومده برای من از شروع دوران دانشجویی،عید هیچ احساسی از من رو بر نمی انگیزه. اصلا انگار نه انگار که آیینی به نام نوروز داریم. نوروز برای هر کسی در هر سالی یه نمادی محسوب می شه . تا دوران راهنمایی نماد یه تعطیلات اساسی و البته وجود پیک های تمرینی و عیدی های حسابی  و .. اما عید از دوران دبیرستان رنگ و بوی خاصی می گیره. توی این زمانه که عید کم کم مزه ی واقعی خودش رو از دست میده .هر چند که خونه تکونی های اساسی باز نمی ذاشت عید علیرغم کمتر شدن دید وبازدید ها فراموش بشه.تمامی  مشکل اما از زمان ورود به دانشگاه شروع می شه یعنی جایی که حتی برای خونه تکونی هم نمی تونی وقتی رو اختصاص بدی.این مسئله با شروع سال 87 کاملا محسوس شد. جایی که مجبور بودم در روزهای 28 و 29 اسفند توی خبرگزاری شیفت باشم و روز عید رو ....راستی چه حسی بهتون دست می ده که لحظه ی تحویل سال نوتوی اتوبوس نشسته باشین و به تنها چیزی که می تونی فکر کنی خاطرات خوش گذشته و دور هم بودنا و عیدی گرفتن ها و دید و بازدیدها و روبوسی ها و...خلاصه ی کلام اینکه عید امسال به همه چیزمی خورد به غیر از عید و بوی همه چیز میومد الا بوی عید...- روز 28 اسفند با آقای علیجانی توی خبرگزاری شیفت بودیم و چقدر خوب می شد که  اونجا همیشه اینقدر خلوت بود. اون روز رو علاوه بر حضور توی کنفرانس خبری باشگاه سایپا توی هتل المپیک ، سر آخرین تمرین تیم ملی قبل از پرواز به بحرین رفتم.- روز 29 مصادف بود با بازی سایپا و الوصل که توی ورزشگاه انقلاب برگزارشد و چقدر هم خوب به پایان رسید. - این دو روزی رو که اومدم شهرستان فقط توی خونه نشستم و هیچ کاری نکردم. تنها دو تا از دوستام رو دیدم و بیشترین زمانم هم با فوتبال کامپیوتری و کل کل با داداشام گذشته...
  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ٤ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :