شب ششم

دراز کشیدن توی ایوون با یه رکابی  در شب ششم عید زیر نور مهتاب نقره ای نیمه کامل در کنار درختان شمشاد  و کاجی که سرما ی شدید اخیر برگای سبزشون رو به رنگ مس در آورده ، زیر سقفی که ترکهای بزرگ و لامپهای دهه ی شصتی اش آدم رو به یاد دوران جنگ میندازه ، روی یه رو فرشی قرمز_ صورتی که مثل پیر زن ها از شدت کار کشی ریش ریش شده در حالی که باد ملایمی می وزه چه حالی داره؟

 

این صورت مسئله تنها زمانی می تونه معنی بده که تو پنج روز گذشته ی عید رو توی خونه نشسته باشی و ازشدت فشار نماز خوندندرست ساعت 11 شب ششم با خان داداشت جر و بحثت شده باشه...

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ٥ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :