تکرار

روزها از پی هم می گذره؛ همه چیز مثل این  نوشته بوی کلیشه و تکرار می ده اصلا انگار باید تا آخر عمر این " جبر تاریخی تکرار" رو تحمل کنیم.

 

محیطی رو که الان اونجام  روح جاه طلبی رو  می تونه از هر کسی بگیره.روحی که پیش نیاز پیشرفت و آینده ی روشن برای هر داوطلبیه. برای همینه که من از طرفدارای دوساعته ی شهرستانها هستم. یعنی اقامت و حتی استراحت توی شهرهایی مثل نطنز نه دوهقته ، نه دو روز ،بلکه تنها دو ساعت کافیه.

 

حسن شهرهایی مثل تهران علیرغم اینکه آدما رو دودی و خسته تحویل میده  اینه که اونا رو به سمت یه پیشرفت و جاه طلبی سوق میده.نمی خوام بگم طی دوران سه ساله ی تحصیلم توی تهران عاشق این شهر شدم اما همین دوران به من اثبات کرد که برای رسیدن به اوج و تعالی نیاز به  یه روح خاصه که از ویژگی های جدا نشدنی  این شهرهاست ؛برای  جلو بودن ، پیشرفت ، پیروزی و جلوگیری از عقب افتادن.

 

با وجود اینکه زندگی دانشجویی اون هم توی خوابگاههایی که از داشتن حداقل امکانات (مثل خوابگاه شهید ورامینی یا همون سروستان )در ظاهر تکراری بیش نیست اما حرفای اونجا تازگی داره ، آدماش برای هم تازگی دارن ، مهمتر از اینها تجربه های اونا تازگی داره. تجربه ای که شاید بدون اغراق توی بزرگترین دانشگاه ها هم به دست نیاد. و این هم از ویژگی های مثبت دیگری از زندگی (اون هم از نوع دانشجویی اش ) توی شهرهایی مثل تهرانه....

 

شاید هم این نوشته خیلی ایده آل باشه و خیلی ها بگن "کله این بابا بوی قورمه سبزی می ده " یا " نشاشیده شبش درازه " اما مهم اینه که خودم به شخصه به  این تجربه دست یافتم و خودم تونستم اون رو درک کنم هر چند که نتونم اون رو عملی کنم .

    
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ٧ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :