بی حسی تمام

توی این چند وقت که انگشتام کیبورد کامپیوتر رو لمس نکرده بودن اتفاقای زیادی افتاده که نه مجال نوشتنش هست و نه حس باز آفرینی!فقط یه یادآوریه کوچولو:

- اول اینکه امتحانا دارن کم کم شروع می شن.یعنی دقیقا  هفته دیگه این موقع سر جلسه امتحان ویراستاری و مدیریت دکتر پاکدهی نشستم.

- خوندن بعضی درسا مثل روش تحقیق و افکار عمومی با اساتید بزرگوارشون!! واقعا حال آدم رو به هم می زنه.

- خوابگاه غیر قابل تحمل تر از هر زمانی شده.یعنی توی هیچ دوره ای از زندگیم اینقدر از یه چیزی بدم نیومده که از خوابگاه توی این ترم.

- برای تابستون و اقامت تو تهران دو سه جا پیشنهاد کاری شده. واقعا نمی دونم توی این شرایط شلم شوربا باید چی کار کنم؟

- دوست دارم برای چند روز برم یه مسافرت حسابی. ترجیحا با دایی ام اونم شهرستان چالوس.

واقعا حس هیچ کاری نیست هیچ کاری...

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ٢٦ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها :