... و تمام

آخرین عکسهای یادگاری انداخته می شود.آخرین ماچ و بوسه ها رد و بدل.همه از گذشته حرف می زنند. از خاطرات کلاسها،از خاطرات اساتید،از اتافاقات خوش و ناخوش ، از همه چیز.

از آینده . از برنامه هایشان برای تابستان، از برنامه هایشان برای ترم  بعد، از قرار و مدارها و کلی حرف دیگه.

تموم شد.به همین راحتی تموم شد.سه سال دوران دانشجویی تمام. سه سال دوران خوشی تمام،سه سال تجربه ی ناب تمام،سه سال زندگی تمام.

و دوباره تابستانی را تجربه می کنیم که حدود نیمی از آن تمام شده است و به هیچ تابستانی در طول دوران زندگی شباهتی ندارد.این تابستان با تمام تابستان های دیگه فرق داره.این همون چیزیه که سالهای گذشته دانشجوهای سال بالایی بهمون می گفتن و ما فقط با گفتن این جمله که "زندگی همینه"به سادگی و بی تفاوتی از کنارش رد می شدیم.اما آیا زندگی واقعا همینه؟

برای داشتن آینده ای بهتر باید ریسک کرد،باید از یه جایی شروع کرد.شاید تهران بمونم... و تمام.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳۸٧
تگ ها :