قطعی آب

می دونید قطع شدن آب یعنی چی؟

 

 اینجا نطنز _ سرابان

 

ساعت 5 صبح:

برای وضو گرفتن از خواب بیدار می شوی اما  با آه و ناله ی لوله ی خالی از آب مواجه می شوی.گویا دقایقی است که از آب خبری نیست.و مجبور می شوی  یا خود را به زیر زمین برسانی یا با دبه هایی که از قبل پر شده است خودت را برای نماز آماده کنی.

 

ساعت 10 صبح:

هر چند بیدار شدن از خواب حوالی ساعت 10 صبح خیلی لذت بخشه اما وقتی مجددا برای شستشوی دست و صورت با سکوت لوله های آب مواجه می شوی می تونه به این معنی باشه که یه روز تلخ رو پیش رو داری.یه روز شوم.درست توی همین دقایقه که بر طبق مصوبات دولت گرامی!!برق نیز از ادامه ی خدمت صرف نظر می کنه و حضور گرم و روشن بخش خودش رو از منازل قطع.خونه به یه آرامش و سکوت عجیبی می ره.

 

 

ساعت 1 بعداز ظهر:

ظرفشویی آشپز خونه بسیار شلوغه.کلی ظرف نشسته روی هم در انتظار آب به صف نشسته اند.با اینکه دقایقی است برق آمده اما هنوز از آب خبری نیست.

 

ساعت 3 بعداز ظهر:

حتی باز کردن در و پنجره های رو به کوچه نمی تونه از شدت عرق ریختن توی یه ظهر تابستون هنگام خواب جلوگیری کنه.حتی کولر هم با صدای موتورش آب رو صدا می زنه.

 

ساعت 6 بعد از ظهر:

بیش از 12 ساعت است که از آب خبری نیست.همه چیز در خانه در هم و بر هم است.اعصابها تکه تکه،غوغای ظرفها در آشپزخانه،ضجه ی درختان از بی آبی و فریاد "امان بده ای بی آبی " کولر.

 

ساعت 8 شب:

لوله های آب با غر و لند و هزار داد و بیداد گویا با منتی عجیب آبی به اندازه ی شیر سماور در اختیار منتظران بی شمار قرار می دهد.انتظار 14 ساعته برای آب هم اکنون با مقدار بسیار کم  حجم اما آلودگی بالا به سر می رسد.

 

 

ساعت 11 شب:

جالبترین قسمت ماجرا اینجاست.جایی که مجددا آب و برق همزمان با هم قطع می شوند.چقدر خنده دار است قصه ی زندگی ما در این تابستان نفرین شده ی نطنز.گویا نطنز بی مدیریت ترین دوران تاریخ خود را در پی از دست دادن شهردار جلالی و فرماندار صالحی تجربه می کند.

 

پ- ن

 

دیروز "امیر یعقوبعلی"رو بعد از مدتهای طولانی دیدم.اونم توی نطنز(امیر اصالتا بچه ی روستای طرق و تار نطنزه و گهگاهی اینطرفا پیداش می شه).کلی با امیر در مورد خاطرات دانشگاه و رئیس دانشگاه و تعلیق و تحصن و نطنز و ترم آینده صحبت کردیم.گفت که فردا بر می گرده تهران اما دوباره اواسط مرداد یه سری به نطنز میزنه.

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز ۳ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها :