از بیل و کلنگ تا کیف موبایل

فشار آب شدید،هوا خنک،مسابقات فوتبال شروع و قطعی برق هم قطع شده.میدونینن اینا نشونه های چیه؟اینا یعنی اینکه آقا جون باید بار و بندیلت رو ببندی و در بهترین شرایط  شهرستان بری تهران.

- من نمی دونم چه سری(به کسر س) توی این دسته ی بیل و کلنگه که از زمان حضرت آدم تا حالا هر کسی دست میگیره اینا رو دستش تاول میزنه!

- یعنی توی این محله ی ما یه فرقون هم پیدا نمیشه که ما این آت و آشغالای نیمچه بنایی خونه رو ببریم بیرون؟!

- بلکه به بهنونه ی ارور ۶٨٠ اینترنت و کلی سیم درب و داغون تلفن از خونه بزنیم بیرون و یه سری هم به کافی نت  بزنیم...

-تا حالا دقت نکرده بودم محله مون این همه دختر قد و نیم قد کوچولو داره،یعنی هر کسی از محله مون عبور کنه فکر می کنه که اصلا این محل بی پسره.شانس ماست دیگه؛اون زمونای بچگی ما که از این خبرا نبود!!

-هر چقدر که تاول ها و پینه های دستم خوب میشه اما احساس می کنم مغزم داره تاول میزنه از این همه ...

- تک و توک انارای آویزوون از درختای حیاط توی این بی اناری شهرستان دل و دهن و روده ی هر شکم گنده ای رو _مثل خودم_ آب میندازه.

- گاهی وقتا فکر می کنم اندازه ی گوشی موبایلم و کیف چرمی اش(که هر روز ساعات زیادی رو از هم کام میگیرن)از زندگی ام کامیاب نمیشم!!زندگی دیگه...

  
نویسنده : مرتضی ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها :